بنويس . راوى مىگويد : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : آيا على عليه السّلام اين كار را انجام داد ؟ پاسخ داد : بلى . « 1 »
در روايت عيسى بن مستفاد آمده است كه پيامبر فرمود : يا على ، وقتى كه غسل دادن من تمام شد ، مرا روى تخته سنگى قرار بده و از چاه خودم ، چاه غرس ، چهل دلو آب برايم بكش و بر روى من بريز كه اين عمل گشايندهء زبانها است .
يا اينكه پيامبر فرمود : چهل مشك آب بر من بريز . ترديد در روايت از خود عيسى است . « 2 »
پيامبر فرمود : اى على ، سپس دستت را روى سينهام بگذار و همراه خودت ، فاطمه و حسن و حسين را بياور ، بدون اينكه به عورتم نگاه كنند .
در اين زمان است كه اگر خدا بخواهد ، آنچه را كه در گذشته اتفاق افتاده و آنچه در آينده اتفاق مىافتد خواهيد دانست . اى على ، آيا مىپذيرى ؟
على عليه السّلام پاسخ دادند : بلى . و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى خدا شاهد باش ! .
پيامبر پرسيد : اى على ، چه كار مىكنى اگر مردم بعد از من ، به تو دستور دهند و بر تو پيشى گيرند ، طاغوتهايشان بر تو برخيزند و به زور از تو بيعت بگيرند ، در حالى كه طنابى در گردن توست كه اثر آن طناب در گردن تو بماند ، و تو را چنان محكم بكشند ، همان گونه كه شتر فرارى را مىكشند ، در حالى كه غمگين و ناراحت و محزونت ساختهاند و بعد از آن ، مصايبى نيز براى فاطمه اتفاق بيفتد ؟
راوى مىگويد : وقتى فاطمه عليها السّلام آنچه را كه پيامبر فرمود ، شنيد ، شيون كرد و گريست . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم از گريهء فاطمه گريست و فرمود : اى دخترم ،
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 2 ، ص 191 ، ح 1777 .