بن عفان است .
پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عثمان را فراخواند و او را به مكه فرستاد . عثمان به سوى ابو سفيان و بزرگان قريش رفت و پيغام پيامبر را به ايشان رسانيد ، ولى قريش عثمان را حبس كردند . به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خبر رسيد كه عثمان به قتل رسيده است ، پس پيامبر اصحابش را براى بيعت فراخواند و اصحاب با ايشان در زير درخت سمره چنين بيعت كردند كه هرگز پيامبر را تنها نگذارند و هميشه و در همه حال او را يارى كنند . پس از آن ، خبر رسيد كه خبر كشته شدن عثمان شايعه بوده و عثمان زنده است .
سپس قريش سهيل بن عمرو را براى صلح به سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرستادند . سهيل نزد پيامبر رفت و با او مذاكره نمود و اين مذاكره طولانى گرديد . پس از آن ، صلح بين دو گروه جارى شد و قرار بر اين شد كه قراردادى در ميان طرفين نوشته شود ؛ پيامبر ، على عليه السّلام را فراخواند و به ايشان عرض كرد : بنويس « بسم اللّه الرحمن الرحيم » ، پس سهيل گفت : من معناى « الرحمن » را نمىشناسم ، اما بنويس « بسمك اللهم ! » . مسلمانان گفتند : به خدا قسم ! چنين نمىنويسم و فقط « بسم اللّه الرحمن الرحيم » مىنويسيم .
پيامبر فرمود : بنويس « باسمك اللهم ؛ اين قراردادى است از طرف محمد ، فرستاده و رسول الهى » ، كه سهيل گفت : اگر ما يقين داشتيم كه تو رسول اللّه هستى ، تو را از زيارت خانهء كعبه بازنمىداشتيم و با تو جنگ نمىكرديم ، ولى بنويسيد محمد بن عبد اللّه .
پيامبر فرمود : به درستى كه من رسول اللّه هستم ، هرچند كه شما مرا تكذيب كنيد ، سپس به على عليه السّلام فرمود تا « رسول اللّه » را از نوشته پاك كند .
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٥٦