تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با صد و چهارده نفر از اصحابش به قصد مكه ، از مدينه خارج شدند و به همراه خود هفتاد شتر نيز آورده بودند . آنها از مسير سختى غير از مسير اصلى حركت كردند . هنگامى كه به حديبيه رسيدند ، ناقهء رسول اللّه ايستاد و هرچه او را از عقب راندند ، حركتى نكرد و شتر خوابيد . اصحاب پيامبر گفتند : حركت كردن براى شتر سخت است ، و پيامبر فرمود : اين عادت اين ناقه نيست ، ولى چيزى او را از حركت بازداشته است . از اسبانتان پياده شويد ! اصحاب به ايشان گفتند : اى رسول اللّه ، در اين سرزمين آبى وجود ندارد تا بتوان در كنار آن خيمه برپا كنيم . پس پيامبر تيرى را برداشت و آن را به ناجية بن جندب ، افساردار شتر خود ، يا براء بن عازب يا مردى غير از اين دو داد تا آن را به داخل چاهى كه در سرزمينى خشك و بىآب بود ، پرتاب كند . از داخل چاه ، آب پاكيزه و گوارايى فوران كرد كه اصحاب از آن استفاده كردند . بعد از اين قضيه ، وقتى پيامبر مطمئن شد ، بديل بن ورقاء خزاعى به همراه عده‌اى از طايفهء خزاعه نزد پيامبر آمدند و از ايشان پرسيدند كه به چه علت اينجا آمده است ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به آنها خبر داد كه براى جنگ و خونريزى نيامده است ، بلكه براى زيارت خانهء كعبه و بزرگ شمردن حرمت آن آمده است . مردان خزاعه به سوى قريش رفتند و به قريش گفتند : شما دربارهء محمد بسيار عجله مىكنيد . بدانيد كه محمد براى جنگ و خونريزى نيامده بلكه او براى زيارت خانه كعبه به اينجا آمده است . قريشيان با كلام غليظ و درشت با مردان خزاعه برخورد كردند و