فرمود : به من بگو كه چگونه عمويم را كشتى ؟
او جريان را تعريف كرد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شروع به گريستن كرد و فرمود : از جلويم دور شو . « 1 »
عبد اللّه بن زبعرى سهمى در مكه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ناسزا گفت و سخنان زشتى نسبت به ايشان گفت . او در روز فتح مكه فرار كرد ، سپس برگشت و عذرخواهى كرد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عذرخواهى او را پذيرفت .
يا رسول المليك إنّ لسانى * راتق ما فتقت إذ أنا بور
إذ أبارى الشيطان فى سنن الغىّ * و من مال ميله ثبور
آمن اللحم و العظام لربّى * ثمّ قلبى الشهيد أنت نذير « 2 »
« اى فرستادهء خدا با زبانم مىخواهم چيزى را كه خراب كردم اصلاح كنم و اگر نكنم جزء خاسرانم ؛ چرا كه من در گمراهى و ستمهاى آن با شيطان همراهى مىكنم و هركسى كه اين كار را كرده زيانكار است .
گوشت و استخوانم به پروردگار ايمان آورد سپس قلبم بر آن شهادت داد كه تو بيمدهنده هستى » .
همچنين او اشعارى را براى معذرتخواهى بيان داشته است :
انّى لمعتذر اليك من الذى * أسديت اذ انا فى الضلال أهيم
فاغفر فدى لك والداى كلاهما * زللى فانّك راحم مرحوم
و لقد شهدت بانّ دينك صادق * حقّ و انّك فى العباد جسيم « 3 »
« از اينكه به تو ناسزا گفتم ، عذرخواهى مىنمايم ؛ چون در گمراهى شديدى به سر مىبردم . پدر و مادرم به فدايت ! خطاهايم را ببخش كه تو
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب ، ج 11 ، ص 100 .
( 2 ) . سبل الهدى و الرشاد ، ج 2 ، ص 251 .
( 3 ) . سبل الهدى و الرشاد ، ج 2 ، ص 252 .