اموالى كه در نزدت هست و براى خداوند است ، به من بده كه اين اموال نه براى توست و نه از آن پدرت .
پيامبر ساكت بود . باز اين مرد باديهنشين ادامه داد : اين اموال براى خداوند است و من بنده او هستم .
پيامبر فرمود : آيا جراحتى را كه به من رساندى ، به تو برسانم ؟
آن مرد گفت : نه
ايشان فرمود : براى چه ؟
گفت : براى اينكه تو كار بد را با كار بد جواب نمىدهى .
پيامبر خندهاى كرد و دستور داد كه بر روى يكى از شتران او ، جو و بر روى شتر ديگرش خرما بار بزنند . « 1 »
احاديثى كه پيرامون صبر و بردبارى و بخشش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در هنگامهء قدرتمندى نقل شده ، بسيار زياد است . خوب است به اين مطلب اشاره كنيم كه پيامبر در مقابل آزار و اذيتهاى كفّار ، فقط به پيروزى بر آنها در فتح مكه اكتفا كرد و علاوه بر اين ، تمامى آنها را بخشيد ، در حالى كه دشمنان شكى نداشتند كه پيامبر ، آنان را ريشهكن مىكند و آبادىهاى آنان را خراب مىنمايد ، ولى آن حضرت بر خلاف انديشهء آنان عمل كرد و آنها را بخشيد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در روز فتح مكه ، به مردم مكه فرمود : شما فكر مىكنيد كه من با شما چگونه رفتار مىكنم ؟
آنها گفتند : به نيكى رفتار مىكنى ؛ چون تو برادر بزرگوار و پسر بزرگوار ما هستى .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 108 .