فصل چهارم در بيان اعضاى آدمى
( 11 ) بدانكه اعضاى آدمى هم لوح محفوظ 386 ، و هم كتاب ، و هم دوات ، و هم قلم است ، از جهت آنكه اعضاى آدمى هم دوروى دارند . يكى روى در نطفه دارند ، و يكى روى در افعال و كمال خود دارند . آن روى را كه در نطفه دارند ، لوح مىگويند ، و كتاب مىخوانند ، از جهت آنكه هر چيز كه در آدمى خواهد بود ، آن جمله را قلم اوّل از دوات اوّل برايشان نوشت . و اين روى را كه در افعال و كمال خود دارند ، دوات مىگويند ، و قلم مىخوانند ؛ از جهت آن دوات مىگويند كه افعال جمله از اعضا پيدا آمدند ، و ظاهر و مفصّل گشتند ؛ تا مادام كه در اعضا بودند ، پوشيده و مجمل بودند . و از جهت آن قلم مىگويند كه اعضا دايم در كتابتاند ، اقوال ، و افعال ، و معارف مىنويسند . اين چندين سخنهاى خوب كه در عالم است ، و اين چندين صنعتها ، و حرفتها ، و عمارتهاى خوب كه در عالم است ، و اين چندين علمها و معرفتها ، و حكمتها كه در عالم است ، جمله ايشان نوشتهاند ، و مىنويسند . قلم اوّل ، كه اعضا نوشت ، خشك شد ، امّا اين اقلام خشك نشدند ، و دايم اقوال ، و افعال ، و اخلاق ، و معارف مىنويسند . 387
( 12 ) اى درويش ! مىخواستم كه بيان لوح ، و كتاب و دوات ، و قلم چنان كنم كه همه كس دريابد ؛ اما اينچنين دست داده باشد كه درين رساله كه مىآيد چنان دستدهد كه همه كس دريابند . و الحمد للّه ربّ العالمين .
تمام شد رسالهء چهارم از جلد دوّم