تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
را قلم اوّل از دوات اوّل برايشان نوشت . و اين دومى را كه در مركّبات دارند ، دوات مىگويند ، و كلام مىخوانند ؛ از جهت آن دوات مىگويند ، كه مركّبات عالم جمله از مفردات پيدا آمدند ، و ظاهر و مفصّل گشتند ؛ تا در مفردات بودند ، جمله پوشيده و مجمل بودند ، پس مفردات دوات باشند . و از جهت آن قلم مىخوانند ، كه مفردات دايم در كتابت‌اند و مركّبات مىنويسند . قلم اوّل كه مفردات نوشت ، خشك گشت . اين اقلام كه مركّبات مىنويسد ، خشك نشدند ، و جمله دايم در كتابت‌اند .
« قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً »
. ( 7 ) اى درويش ! قلم اوّل ، كه مفردات نوشت ، و اين اقلام كه مركّبات مىنويسند ، كتابت از كسى نياموخته‌اند . كتابت با ذات ايشان همراه است . كمال مفردات مقارن ذات ايشان است به‌خلاف مركّبات .

فصل سوّم در بيان نطفهء آدمى

( 8 ) بدانكه گفته شد كه هر چيز كه در عالم كبير اثبات كنند ، بايد كه نمودار آن در عالم صغير باشد ، تا آن سخن راست بود 385 ، از جهت آنكه عالم صغير نسخه و نمودار عالم كبير است ، و هرچه در عالم كبير هست ، نمودار آن در عالم صغير هست . ( 9 ) اى درويش ! نطفهء آدمى هم لوح محفوظ ، و هم كتاب و هم دوات است ، از جهت آنكه نطفهء آدمى هم دوروى دارد ، يكى روى در خداى دارد ، و يكى روى در اعضاى آدمى دارد . آن روى را كه در خداى دارد ، لوح محفوظ مىگويند ، و كتاب مىخوانند ، از جهت آنكه هر چيز كه در آدمى پيدا آمد ، آن جمله در نطفهء وى نوشته بود . و اين روى را كه در اعضا دارد ، دوات مىگويند ، از جهت آنكه اعضاى آدمى جمله از نطفهء آدمى پيدا آمدند ، و ظاهر و مفصّل گشتند . تا مادام كه در نطفه بودند ، پوشيده و مجمل بودند . ( 10 ) چون لوح و كتاب و دوات عالم صغير را دانستى ، اكنون بدانكه طبيعت ، كه جوهر اوّل عالم صغير است ، قلم است ، از جهت آنكه به اين طبيعت خطاب آمد كه « ازين دوات بنويس ! » بنوشت تا اعضاى آدمى بيرونى و اندرونى موجود گشتند ، و از قوّت به فعل آمدند ، و از عالم اجمال به عالم تفصيل رسيدند .
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 375 | عزيز الدين النسفي / ماريژان موله / دهشيرى