بود ، خضر آغاز كرد و مىخورد و موسى نمىتوانست خورد ، خضر فرمود كه يا موسى ، آتش و هيزم حاصل كن . و گوشت را بريان و پخته كن ، و بخور . موسى از خضر سؤال كرد كه چون است كه آن طرف تو پخته است و اين طرف من خام است . خضر فرمود كه يا موسى ، من در آخرتم و تو در دنيا ، رزق دنيا مكتسب است ، و رزق آخرت آماده و پرداخته است ، و رزق دنيا مستأنف است 313 ، و رزق آخرت مستفرغ است . دنيا سراى عمل است ، و آخرت سراى جزاست . رزق ما آماده و پرداخته رسد ، و رزق شما موقوف به سعى و كوشش باشد :
« كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ »
. اين و امثال اين از بهشت نهم حكايت مىكنند .
( 26 ) اى درويش ! امروز كه من اين مىنويسم ، من اين ندارم و ياران من هم اين ندارند ؛ و مع ذلك : انكارى درين نيست ، باشد كه خداى تعالى به ما بدهد و ببخشد كه او قادر به كمال است آنچه حاليا ما را روى نموده است آن است كه قدرت آدمى اگرش روزى كنند كه آنچه امر و نهى شريعت است ، و به واسطهء انبيا و اولياى حقّ از طرف حقّ رسيده است ، به گذاردن امر و دور شدن از نهى توانا گردد . و همچنين آنچه ما دانيم و به آن رسيدهايم كه كرامت آدمى علم حقّ و اخلاق حميده است . هركس كه علم و اخلاق او زياده است ، كرامت او و قرب او به حضرت حقّ زيادهتر است .
( 27 ) اى درويش ! بدانكه آدميان از پادشاه و رعيت و پيغمبر و امّت ، از دانا و نادان عاجز و بيچارهاند ، و به نامرادى زندگانى مىكنند ، مگر در آن حال كه در رضا به قضا بهغايت كمال برسند ، انبيا و اوليا و ملوك و سلاطين در بيشتر احوال بسيار چيزها مىخواستند كه بودى ، و نمىبود ؛ و بسيار چيزها نمىخواستند كه بودى و مىبود . « و تفرّد حقّ به حكم » 314 : در ملك و ملكوت و جبروت خود همين اقتضا مىكند ، و نيز مراد آدمى و نامرادى نه همان است كه موافق مصلحت و ناموافق مصلحت وى بود . ؟
« عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ »
. و الحمد للّه ربّ العالمين .
تمام شد