حكمت 467
وصف يكى از رهبران الهى
( سياسى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : بر آنان فرمانروايى حاكم شد ، كه كارها را به پاداشت ، و استقامت ورزيد ، تا دين استوار شد .
حكمت 468
مسؤوليّت سرمايهدارى
( اقتصادى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : مردم را روزگارى دشوار در پيش است كه توانگر اموال خود را سخت نگهدارد ، در صورتى كه به بخل ورزى فرمان داده نشد . خداى سبحان فرمود : « بخشش ميان خود را فراموش نكنيد » بدان در آن روزگار ، بلند مقام ، و نيكان خوار گردند ، و با درماندگان به ناچارى خريد و فروش مىكنند در حالى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از معامله با درماندگان نهى فرموده .
حكمت 469
پرهيز از افراط و تفريط نسبت به امام عليه السّلام
( اخلاقى ، اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : دو كس نسبت به من هلاك مىگردند ، دوستى كه زيادهروى كند ، و دروغ پردازى كه به راستى سخن نگويد .
( اين كلام مانند سخن ديگرى است كه فرمود ) دو تن نسبت به من هلاك گردند ، دوستى كه از حد گذراند ، و دشمنى كه بيهوده سخن گويد .
حكمت 470
تعريف توحيد و عدل
( اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( از امام نسبت به توحيد و عدل پرسيدند فرمود ) توحيد آن است كه خدا را در وهم نيارى ، و عدل آن است كه او را متّهم نسازى « 1 » .
حكمت 471
شناخت جايگاه سخن و سكوت
( علمى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : در آنجا كه بايد سخن گفت ، خاموشى سودى ندارد ، و آنجا كه بايد خاموش ماند سخن گفتن خيرى نخواهد داشت .
حكمت 472
دعاى باران
( نيايشى ، معنوى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( در دعا به هنگام طلب باران فرمود ) خدايا ما را با ابرهاى رام سيراب كن ، نه ابرهاى سركش !
( اين كلمات از فصيحترين و شگفتىآورترين كلمات اديبانه است كه ابرهاى سركش همراه با رعد و برق را به شتران چموش تشبيه كرد كه بار از پشت مىافكنند و سوارى نمىدهند ، و ابرهاى رام را به شتران رام تشبيه كرد كه به راحتى شير داده ، و سوارى مىدهند )
حكمت 473
ارزش رنگ كردن و آرايش
( تجمّل و زيبايى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( به امام گفتند چه مىشد موى خود را رنگ مىكردى ؟ فرمود ) رنگ كردن مو ، آرايش است ، امّا ما ، در عزاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به سر مىبريم .
حكمت 474
ارزش عفّت و پاكدامنى
( اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : پاداش مجاهد شهيد در راه خدا ، بزرگتر از پاداش عفيف پاكدامنى نيست كه قدرت بر گناه دارد و آلوده نمىگردد ، همانا عفيف پاكدامن ، فرشتهاى از فرشتههاست .
حكمت 475
ارزش قناعت
( اقتصادى ، اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : قناعت مالى است كه پايان نمىپذيرد .
« برخى اين حكمت را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل كردهاند »
هامش
( 1 ) صاحب كتاب طراز مىگويد : اين دو كلمه تمام علوم توحيد را با همهء گستردگى در بردارد ، اگر در بارهء خداشناسى نبود جز همين دو كلمه ، كافى بود .