شام به زودى بر شما غلبه خواهند كرد . « 1 » زيرا آنها در يارى كردن باطل خود ، وحدت دارند ، و شما در دفاع از حق متفرّقيد ! شما امام خود را در حق نافرمانى كرده و آنها امام خود را در باطل فرمانبردارند ! . آنها نسبت به رهبر خود امانت دار و شما خيانتكاريد ، آنها در شهرهاى خود به اصلاح و آبادانى مشغولند و شما به فساد و خرابى ، ( آنقدر فرومايهايد ) اگر من كاسه چوبى آب را به يكى از شماها امانت دهم مىترسم كه بند آن را بدزديد .
2 نفرين به امّت خيانتكار
خدايا ، من اين مردم را با پند و تذكّرهاى مداوم خسته كردم و آنها نيز مرا خسته نمودند ، آنها از من به ستوه آمده ، و من از آنان به ستوه آمده ، دل شكستهام ، به جاى آنان افرادى بهتر به من مرحمت فرما ، و به جاى من بدتر از من بر آنها مسلّط كن . خدايا ، دلهاى آنان را ، آنچنان كه نمك در آب حل مىشود ، آب كن ! . به خدا سوگند ، دوست داشتم ، به جاى شما كوفيان ، هزار سوار از بنى فراس بن غنم « 2 » مىداشتم كه : « اگر آنان را مىخواندى ، سوارانى از ايشان نزد تو مىآمدند مبارز و تازنده چون ابر تابستانى » آنگاه امام از منبر فرود آمد .
مىگويم : « آرميه » جمع « رمىّ » به معناى ابر است ، و « حميم » گرماى تابستان ، كه شاعر ابر تابستانى را ياد كرده است از آن رو كه سبكبار و زود گذر است ، و بارانى ندارد زيرا ابرهاى سنگين به جهت تراكم بخار و پر آب بودنشان به كندى حركت مىكنند كه چنين ابرهايى بيشتر در فصل زمستان يافت مىشود . در اينجا شاعر ، سواران قبيله را به جهت شتاب آنان در پذيرفتن دعوت به هنگام فرياد رسى ، به ابر تابستانى تشبيه كرده است كه گفت :
« هنا لك لو دعوت ، أتاك منهم »
.
ترجمه خطبه 26
( پس از كشته شدن محمّد بن ابى بكر در مصر در سال 38 هجرى امام اين سخنرانى را در كوفه ايراد كرد كه سيّد رضى قسمتهايى از آن را آورده ) .
1 شناخت فرهنگ جاهليّت
خداوند ، پيامبر اسلام ، حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را هشدار دهندهء جهانيان مبعوث فرمود ، تا امين و پاسدار وحى الهى باشد ، آنگاه كه شما ملّت عرب ، بدترين دين را داشته ، و در بدترين خانه زندگى مىكرديد ، ميان غارها ، سنگهاى خشن و مارهاى سمّى خطرناك فاقد شنوايى ، به سر مىبرديد ، آبهاى آلوده مىنوشيديد و غذاهاى ناگوار مىخورديد ، خون يكديگر را به ناحق مىريختيد ، و پيوند خويشاوندى را مىبرديد ، بتها ميان شما پرستش مىشد ، و مفاسد و گناهان ، شما را فرا گرفته بود .
2 مظلوميّت و تنهايى على عليه السّلام
پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بى وفايى ياران ، به اطراف خود نگاه كرده ياورى جز اهل بيت خود نديدم ، « كه اگر مرا يارى كنند ، كشته خواهند شد » پس به مرگ آنان رضايت ندادم . چشم پر از خار و خاشاك را ناچار فرو به ستم ، و با گلويى كه استخوان شكسته در آن گير كرده بود جام تلخ حوادث را نوشيدم و خشم خويش فرو خوردم و بر نوشيدن جام تلختر از گياه حنظل ، شكيبايى نمودم . ( قسمت ديگرى از همين خطبه )
3 معرّفى عمرو عاص و ضرورت آمادگى نظامى
هامش
( 1 ) اشاره به : پاتولوژىygcolohtaP( آسيب شناسى اجتماعى ) كه چگونه جامعهاى به كمال مىرسد يا سقوط مىكند .
( 2 ) قبيلهء بنى فراس به دلاورى و جرأت مشهور بودهاند .