و كسى كه دانست بايد به آن عمل كند ، چرا كه علم ، عمل را فراخواند ، اگر پاسخش داد مىماند و گر نه كوچ مىكند .
حكمت 367
روش برخورد با دنيا
( اخلاقى ، معنوى ) و درود خدا بر او ، فرمود : اى مردم ، كالاى دنياى حرام چون برگهاى خشكيدهء و با خيز است ، پس از چراگاه آن دورى كنيد ، كه دل كندن از آن لذّت بخشتر از اطمينان داشتن به آن است ، و به قدر ضرورت از دنيا برداشتن بهتر از جمع آورى سرمايهء فراوان است .
آن كس كه از دنيا زياد برداشت به فقر محكوم است ، و آن كس كه خود را از آن بىنياز انگاشت در آسايش است ، و آن كس كه زيور دنيا ديدگانش را خيره سازد دچار كور دلى گردد ، و آن كس كه به دنياى حرام عشق ورزيد ، درونش پر از اندوه شد ، و غم و اندوهها در خانه دلش رقصان گشت ، كه از سويى سرگرمش سازند ، و از سويى ديگر رهايش نمايند ، تا آنجا كه گلويش را گرفته در گوشهاى بميرد ، رگهاى حيات او قطع شده ، و نابود ساختن او بر خدا آسان ، و به گور انداختن او به دست دوستان است .
امّا مؤمن با چشم عبرت به دنيا مىنگرد ، و از دنيا به اندازهء ضرورت برمىدارد ، و سخن دنيا را از روى دشمنى مىشنود ، چرا كه تا گويند سرمايه دار شد ، گويند تهيدست گرديد ، و تا در زندگى شاد مىشوند ، با فرا رسيدن مرگ غمگين مىگردند ، و اين اندوه چيزى نيست كه روز پريشانى و نوميدى هنوز نيامده است .
حكمت 368
فلسفه كيفر و پاداش
( عبادى ، معنوى ) و درود خدا بر او ، فرمود : همانا خداوند پاداش را بر اطاعت ، و كيفر را بر نافرمانى قرار داد ، تا بندگان را از عذابش برهاند ، و به سوى بهشت كشاند .
حكمت 369
خبر از مسخ ارزشها
( اجتماعى ، تاريخى سياسى ) و درود خدا بر او ، فرمود : روزگارى بر مردم خواهد آمد كه از قرآن جز نشانى ، و از اسلام جز نامى ، باقى نخواهد ماند . مسجدهاى آنان در آن روزگار آبادان ، امّا از هدايت ويران است . مسجد نشينان و سازندگان بناهاى شكوهمند مساجد ، بدترين مردم زمين مىباشند ، كه كانون هر فتنه ، و جايگاه هر گونه خطاكارىاند ، هر كس از فتنه بر كنار است او را به فتنه باز گردانند ، و هر كس كه از فتنه عقب مانده او را به فتنهها كشانند ، كه خداى بزرگ فرمايد :
« به خودم سوگند ، بر آنان فتنهاى بگمارم كه انسان شكيبا در آن سرگردان ماند ! » و چنين كرده است ، و ما از خدا مىخواهيم كه از لغزش غفلتها در گذرد .
حكمت 370
هدفدارى انسان و ضرورت تقوا
( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( نقل كردند كه امام عليه السّلام كمتر بر منبرى مىنشست كه پيش از سخن اين عبارت را نگويد : ) اى مردم ! از خدا بترسيد ، هيچ كس بيهوده آفريده نشد تا به بازى پردازد ، و او را به حال خود وانگذاشتهاند تا خود را سرگرم كارهاى بىارزش نمايد ، و دنيايى كه در ديدهها زيباست ، جايگزين آخرتى نشود كه آن را زشت مىانگارند ، و مغرورى كه در دنيا به بالاترين مقام رسيده ،