تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
سزاوارتر ، و روى آمدن روزگار خوش را شايسته‌تر است .

حكمت 231

تعريف عدل و إحسان

( اخلاقى ، اقتصادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : در تفسير آيه 90 سوره نحل « خدا به عدل و احسان فرمان مىدهد » فرمود ) عدل ، همان انصاف ، و احسان ، همان بخشش است .

حكمت 232

ره آورد إنفاق

( اخلاقى ، اقتصادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : آن كس كه با دست كوتاه ببخشد ، از دستى بلند پاداش گيرد . مىگويم : ( معنى سخن اين است كه آنچه انسان از اموال خود در راه خير و نيكى انفاق مىكند ، هر چند كم باشد ، خداوند پاداش او را بسيار مىدهد ، و منظور از « دو دست » در اينجا دو نعمت است ، كه امام عليه السّلام بين نعمت پروردگار ، و نعمت از ناحيه انسان ، را با كوتاهى و بلندى فرق گذاشته است كه نعمت و بخشش از ناحيه بنده را كوتاه ، و از ناحيه خداوند را بلند قرار داده است ، بدان جهت كه نعمت خدا هميشگى و چند برابر نعمت مخلوق است ، چرا كه نعمت خداوند اصل و اساس تمام نعمتها است ، بنا بر اين تمام نعمتها به نعمتهاى خدا باز مىگردد ، و از آن سرچشمه مىگيرد ) .

حكمت 233

پرهيز از آغازگرى در مبارزه

( اخلاق اجتماعى ، سياسى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( به فرزندش امام مجتبى عليه السّلام فرمود ) كسى را به پيكار دعوت نكن ، اما اگر تو را به نبرد خواندند بپذير ، زيرا آغازگر پيكار تجاوزكار ، و تجاوزكار شكست خورده است .

حكمت 234

تفاوت اخلاقى مردان و زنان

( اخلاقى ، علمى ) و درود خدا بر او ، فرمود : برخى از نيكوترين خلق و خوى زنان ، زشت‌ترين اخلاق مردان است ، مانند ، تكبّر ، ترس ، بخل ، هر گاه زنى متكبّر باشد ، بيگانه را به حريم خود راه نمىدهد ، و اگر بخيل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مىكند ، و چون ترسان باشد از هر چيزى كه به آبروى او زيان رساند فاصله مىگيرد . « 1 »

حكمت 235

نشانهء خردمندى

( اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( به امام گفتند ، عاقل را به ما بشناسان ، پاسخ داد : ) خردمند آن است كه هر چيزى را در جاى خود مىنهد . ( گفتند پس جاهل را تعريف كن فرمود ) با معرّفى خردمند ، جاهل را نيز شناساندم . ( يعنى جاهل كسى كه هر چيزى را در جاى خود نمىگذارد ، بنا بر اين با ترك معرّفى مجدّد ، جاهل را شناساند )

حكمت 236

زشتى دنياى حرام

( اخلاقى ، اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : به خدا سوگند ! اين دنياى شما كه به انواع حرام آلوده است ، در ديدهء من از استخوان خوكى كه در دست بيمارى جذامى باشد ، پست‌تر است !

حكمت 237

اقسام عبادت

( عبادى ، معنوى ) و درود خدا بر او ، فرمود : گروهى خدا را به اميد بخشش پرستش كردند ، كه اين پرستش بازرگانان است ، و گروهى او را از روى ترس عبادت كردند كه اين عبادت بردگان است ، و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى پرستيدند و اين پرستش آزادگان است .

حكمت 238

مشكلات تشكيل خانواده

( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : زن و زندگى ، همه‌اش زحمت و دردسر است و زحمت بارتر اينكه چاره‌اى جز بودن با او نيست « 2 » .
هامش
( 1 ) نقد نسبى بودن اخلاق در زندگى ( رلاتيويسمmsivitaleR) « نسبيّت » گر چه در اينجا امام ( ع ) به نسبى بودن برخى از ارزش‌هاى اخلاقى بين زن و مرد اشاره فرمود ، و اين ارتباطى به نسبى بودن اخلاق ندارد . ( 2 ) ضرب المثل است چنان كه در فارسى مىگويند : « زن و فرزند دردسر است و بى دردسر هم نمىشود زندگى كرد » ، يعنى ازدواج مسئوليّت آور است ، اگر مىخواهى آزاد باشى ، تشكيل خانواده نده .