حكمت 239
زشتى سستى و سخن چينى
( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : هر كس تن به سستى دهد ، حقوق را پايمال كند ، و هر كس سخن چين را پيروى كند دوستى را به نابودى كشاند .
حكمت 240
غصب و ويرانى
( اقتصادى ، سياسى ) و درود خدا بر او ، فرمود : سنگ غصبى در بناى خانه ، مايهء ويران شدن آن است .
( اين سخن از رسول خدا نقل شده است ، و اينكه سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام شبيه يكديگرند جاى شگفتى نيست براى اينكه هر دو از يك جا سر چشمه گرفته و در دو ظرف ريخته شده است ) .
حكمت 241
آيندهء دردناك ستمكاران
( سياسى ) و درود خدا بر او ، فرمود : روزى كه ستمديده از ستمكار انتقام كشد ، سختتر از روزى است كه ستمكار بر او ستم روا مىداشت .
حكمت 242
ارزش ترس از خداوند
( اخلاقى ، اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : از خدا بترس هر چند اندك ، و ميان خود و خدا پردهاى قرار ده هر چند نازك !
حكمت 243
روش صحيح پاسخگويى
( علمى ) و درود خدا بر او ، فرمود : هرگاه پاسخها همانند و زياد شد ، پاسخ درست پنهان گردد .
حكمت 244
مسؤوليّت نعمتهاى الهى
( اعتقادى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : خدا را در هر نعمتى حقّى است ، هر كس آن را بپردازد ، فزونى يابد ، و آن كس كه نپردازد و كوتاهى كند ، در خطر نابودى قرار گيرد .
حكمت 245
كاستى قدرت و كنترل شهوت
( اخلاقى ، علمى ) و درود خدا بر او ، فرمود : هنگامى كه توانايى فزونى يابد ، شهوت كاستى گيرد .
حكمت 246
هشدار از پشت كردن نعمتها
( معنوى ) و درود خدا بر او ، فرمود : از فرار نعمتها بپرهيزيد ، زيرا هر گريختهاى باز نمىگردد .
حكمت 247
رهآورد سخاوت
( اقتصادى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : بخشش بيش از خويشاوندى محبّت آورد .
حكمت 248
تقويت خوشبينىها
( اخلاق اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : چون كسى به تو گمان نيك برد ، خوشبينى او را تصديق كن .
حكمت 249
بهترين عملها
( اخلاقى ، تربيتى ) و درود خدا بر او ، فرمود : بهترين كارها آن است كه با ناخشنودى در انجام آن بكوشى .
حكمت 250
خداشناسى در حوادث روزگار
( اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : خدا را از سست شدن ارادههاى قوى ، گشوده شدن گرههاى دشوار ، و درهم شكسته شدن تصميمها ، شناختم « 1 » .
حكمت 251
تلخىهاى و شيرينىهاى دنيا و آخرت
( اخلاقى ، اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : تلخكامى دنيا ، شيرينى آخرت ، و شيرينى دنياى حرام ، تلخى آخرت است .
حكمت 252
فلسفهء احكام الهى
( اخلاقى ، اجتماعى ، اعتقادى )
هامش
( 1 ) امام باقر عليه السّلام فرمود : مردى از امام سؤال كرد كه اى امير مؤمنان با چه چيز خدا را شناختى ؟ آن حضرت جواب داد :