تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
و هراسان در اطاعت خدا تلاش كرده ، و در دنياى زودگذر ، و پايان زندگى و عاقبت كار ، بدرستى انديشيده است !

حكمت 211

ارزش‌هاى اخلاقى

( اخلاقى ، اجتماعى ، اقتصادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : بخشندگى ، نگاه‌دارندهء آبروست ، و شكيبايى دهان بن بىخردان ، و عفو زكات پيروزى ، و دورى كردن ، كيفر خيانتكار ، و مشورت چشم هدايت است . و آن كس كه با رأى خود احساس بىنيازى كند به كام خطرها افتد ، شكيبايى با مصيبت‌هاى شب و روز پيكار كند ، و بىتابى ، زمان را در نابودى انسان يارى دهد ، و برترين بىنيازى ترك آرزوهاست ، و چه بسا عقل كه اسير فرمانروايى هوس است ، حفظ و به كار گيرى تجربه رمز پيروزى است ، و دوستى نوعى خويشاوندى به دست آمده است ، و به آن كس كه به ستوه آمده و توان تحمّل ندارد اعتماد نكن .

حكمت 212

خودپسندى آفت عقل

( اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : خودپسندى يكى از حسودان عقل است .

حكمت 213

تحمّل مشكلات و خشنودى

( اخلاقى ، تربيتى ) و درود خدا بر او ، فرمود : چشم از سختى خوار و خاشاك و رنج‌ها فرو بند تا همواره خشنود باشى .

حكمت 214

نرمخويى و كاميابى

( اخلاقى ، علمى ) و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه درخت شخصيّت او نرم و بىعيب باشد ، شاخ و برگش فراوان است .

حكمت 215

اختلاف آفت انديشه

( اخلاقى ، سياسى ) و درود خدا بر او ، فرمود : اختلاف نابود كنندهء انديشه است .

حكمت 216

قدرت و تجاوزكارى

( اخلاقى ، سياسى ) و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه به نوايى رسيد تجاوزكار شد .

حكمت 217

دگرگونى روزگار و شناخت انسان‌ها

( اخلاقى ، علمى ) و درود خدا بر او ، فرمود : در دگرگونى روزگار ، گوهر شخصيّت مردان شناخته مىشود « 1 » .

حكمت 218

حسادت آفت دوستى

( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : حسادت بر دوست ، از آفات دوستى است .

حكمت 219

آرزوها آفت انديشه

( اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : قربانگاه انديشه‌ها ، زير برق آرزوهاست .

حكمت 220

عدالت در قضاوت

( اخلاقى ، قضايى ) و درود خدا بر او ، فرمود : داورى با گمان بر افراد مورد اطمينان ، دور از عدالت است .

حكمت 221

آيندهء دردناك ستمكاران

( اخلاقى ، سياسى ) و درود خدا بر او ، فرمود : بدترين توشه براى قيامت ، ستم بر بندگان است .

حكمت 222

بىتوجّهى به بدى بدكاران

( اخلاقى ، اجتماعى )
هامش
( 1 ) رودكى :اندر بلاى سخت پديد آيد * فضل و بزرگ مردى و سالارى .