حكمت 202
واقع نگرى در مسائل سياسى
( سياسى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( طلحه و زبير خدمت امام آمدند و گفتند با تو بيعت كرديم كه ما در حكومت شريك تو باشيم ، فرمود ) نه هرگز ! بلكه شما در نيرو بخشيدن ، و يارى خواستن شركت داريد ، و دو ياوريد به هنگام ناتوانى و درماندگى در سختىها .
حكمت 203
ياد مرگ و پرهيزكارى
( اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : اى مردم ! از خدايى بترسيد كه اگر سخنى گوييد مىشنود ، و اگر پنهان داريد مىداند ، و براى مرگى آماده باشيد ، كه اگر از آن فرار كنيد شما را مىيابد ، و اگر بر جاى خود بمانيد شما را مىگيرد ، و اگر فراموشش كنيد شما را از ياد نبرد .
حكمت 204
بىتوجّهى به سپاسگذارى مردم
( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ناسپاسى مردم تو را از كار نيكو باز ندارد ، زيرا هستند كسانى ، بى آن كه از تو سودى برند تو را مىستايند ، چه بسا ستايش اندك آنان براى تو ، سودمندتر از ناسپاسى ناسپاسان باشد . ( و خداوند نيكوكاران را دوست دارد )
حكمت 205
گنجايش نامحدود ظرف علم
( علمى ) و درود خدا بر او ، فرمود : هر ظرفى با ريختن چيزى در آن پر مىشود جز ظرف دانش كه هر چه در آن جاى دهى ، وسعتش بيشتر مىشود .
حكمت 206
ره آورد حلم و بردبارى
( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : نخستين پاداش بردبار از بردبارىاش آن كه مردم در برابر نادان ، پشتيبان او خواهند بود .
حكمت 207
ارزش همانند شدن با خوبان
( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : اگر بردبار نيستى ، خود را به بردبارى بنماى ، زيرا اندك است كسى كه خود را همانند مردمى كند و از جملهء آنان به حساب نيايد .
حكمت 208
مراحل خودسازى
( اخلاقى ، تربيتى ) و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه از خود حساب كشد ، سود مىبرد ، و آن كه از خود غفلت كند زيان مىبيند ، و كسى كه از خدا بترسد ايمن باشد ، و كسى كه عبرت آموزد آگاهى يابد ، و آن كه آگاهى يابد مىفهمد ، و آن كه بفهمد دانش آموخته است !
حكمت 209
خبر از ظهور حضرت مهدى عليه السّلام
( اعتقادى ، سياسى ) و درود خدا بر او ، فرمود : دنيا پس از سركشى ، به ما روى مىكند ، چونان شتر مادّهء بد خو كه به بچه خود مهربان گردد . ( سپس اين آيه را خواند ) « و اراده كرديم كه بر مستضعفين زمين ، منّت گذارده آنان را امامان و وارثان حكومتها گردانيم »
حكمت 210
الگوهاى پرهيزكارى
( اخلاقى ، تربيتى ) و درود خدا بر او ، فرمود : از خدا بترسيد ، ترسيدن انسان وارستهاى كه دامن به كمر زده و خود را آماده كرده ، و در بهره بردن از فرصتها كوشيده ،