تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
اى كميل : دانش بهتر از مال است ، زيرا علم ، نگهبان تو است ، و مال را تو بايد نگهبان باشى ؛ مال با بخشش كاستى پذيرد امّا علم با بخشش فزونى گيرد ، و مقام و شخصيّتى كه با مال به دست آمده با نابودى مال ، نابود مىگردد . اى كميل بن زياد ! شناخت علم راستين ( علم الهى ) آيينى است كه با آن پاداش داده مىشود ، و انسان در دوران زندگى با آن خدا را اطاعت مىكند ، و پس از مرگ ، نام نيكو به يادگار گذارد . دانش فرمانروا ، و مال فرمانبر است .

3 - ارزش دانشمندان

اى كميل ! ثروت اندوزان بى تقوا مرده گرچه به ظاهر زنده‌اند ، امّا دانشمندان ، تا دنيا برقرار است زنده‌اند ، بدن‌هايشان گرچه در زمين پنهان امّا ياد آنان در دل‌ها هميشه زنده است .

4 - اقسام دانش پژوهان

بدان كه در اينجا ( اشاره به سينه مبارك كرد ) دانش فراوانى انباشته است ، اى كاش كسانى را مىيافتم كه مىتوانستند آن را بياموزند ؟ آرى تيز هوشانى مىيابم امّا مورد اعتماد نمىباشند ، دين را وسيله دنيا قرار داده ، و با نعمت‌هاى خدا بر بندگان ، و با برهان‌هاى الهى بر دوستان خدا فخر مىفروشند . يا گروهى كه تسليم حاملان حق مىباشند امّا ژرف انديشى لازم را در شناخت حقيقت ندارند ، كه با اوّلين شبهه‌اى ، شك و ترديد در دلشان ريشه مىزند ؛ پس نه آنها ، و نه اينها ، سزاوار آموختن دانش‌هاى فراوان من نمىباشند . يا فرد ديگرى كه سخت در پى لذّت بوده ، و اختيار خود را به شهوت داده است ، يا آن كه در ثروت اندوزى حرص مىورزد ، هيچ كدام از آنان نمىتوانند از دين پاسدارى كنند ، و بيشتر به چهارپايان چرنده شباهت دارند ، و چنين است كه دانش با مرگ دارندگان دانش مىميرد .

5 - ويژگىهاى رهبران الهى

آرى ! خداوند ! زمين هيچ گاه از حجّت الهى خالى نيست ، كه براى خدا با برهان روشن قيام كند ، يا آشكار و شناخته شده ، يا بيمناك و پنهان ، تا حجّت خدا باطل نشود ، و نشانه‌هايشان از ميان نرود . تعدادشان چقدر ؟ و در كجا هستند ؟ به خدا سوگند ! كه تعدادشان اندك ولى نزد خدا بزرگ مقدارند ، كه خدا به وسيله آنان حجّت‌ها و نشانه‌هاى خود را نگاه مىدارد ، تا به كسانى كه همانندشان هستند بسپارد ، و در دل‌هاى آنان بكارد ، آنان كه دانش ، نور حقيقت بينى را بر قلبشان تابيده ، و روح يقين را دريافته‌اند ، كه آنچه را خوشگذاران‌ها دشوار مىشمارند ، آسان گرفتند ، و با آنچه كه ناآگاهان از آن هراس داشتند أنس گرفتند . در دنيا با بدن‌هايى زندگى مىكنند ، كه ارواحشان به جهان بالا پيوند خورده است ، آنان جانشينان خدا در زمين ، و دعوت كنندگان مردم به دين خدايند . آه ، آه ، چه سخت اشتياق ديدارشان را دارم ! كميل ! هر گاه خواستى باز گرد .

حكمت 148

نقش سخن در شناخت انسان ( رفتار شناسى )

( اخلاقى ، علمى ) و درود خدا بر او ، فرمود : انسان زير زبان خود پنهان است « 1 » .
هامش
( 1 ) مولوى :آدمى مخفى است در زير زبان * اين زبان پرده است بر درگاه جانسعدى :تا مرد سخن نگفته باشد * علم و هنرش نهفته باشد گلستان .« »