و درود خدا بر او ، فرمود : نماز ، موجب نزديكى هر پارسايى به خداست ، و حج جهاد هر ناتوان است . هر چيزى زكاتى دارد ، و زكات تن ، روزه ، و جهاد زن ، نيكو شوهر دارى است .
حكمت 137
صدقه راه نزول روزى
( اخلاقى ، اقتصادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : روزى را با صدقه دادن فرود آوريد .
حكمت 138
نقش يا دانش الهى در انفاق
( اخلاقى ، اقتصادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : آن كه پاداش الهى را باور دارد ، در بخشش سخاوتمند است .
حكمت 139
تناسب امداد الهى با نيازها
( اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : كمك الهى به اندازه نياز فرود مىآيد .
حكمت 140
قناعت و بىنيازى
( اقتصادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : آن كه ميانه روى كند تهيدست نخواهد شد .
حكمت 141
راه آسايش
( اجتماعى ، اقتصادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : اندك بودن تعداد زن و فرزند يكى از دو آسايش است .
حكمت 142
دوستىها و خردمندى
( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : دوستى كردن نيمى از خردمندى است .
حكمت 143
غمها و پيرى زودرس
( اخلاقى ، بهداشت روانى ) و درود خدا بر او ، فرمود : اندوه خوردن ، نيمى از پيرى است .
حكمت 144
تناسب بردبارى با مصيبتها
( اخلاقى ، معنوى ) و درود خدا بر او ، فرمود : صبر به اندازه مصيبت فرود آيد ، و آن كه در مصيبت بىتاب بر رانش زند ، اجرش نابود مىگردد .
حكمت 145
عبادتهاى بىحاصل
( اخلاقى ، معنوى ، عبادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : بسا روزهدارى كه بهرهاى جز گرسنگى و تشنگى از روزهدارى خود ندارد ، و بسا شب زندهدارى كه از شب زندهدارى چيزى جز رنج و بىخوابى به دست نياورد ! خوشا خواب زيركان ، و افطارشان !
حكمت 146
ارزش دعا ، صدقه و زكات دادن
( اخلاقى ، اقتصادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ايمان خود را با صدقه دادن ، و اموالتان را با زكات دادن نگاهداريد ، و امواج بلا را با دعا از خود برانيد .
حكمت 147
( علمى ، اخلاقى ، اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( كميل بن زياد مىگويد : امام دست مرا گرفت ، و به سوى قبرستان كوفه برد ، آنگاه آه پردردى كشيد و فرمود ) اى كميل بن زياد ! اين قلبها بسان ظرفهايى هستند ، كه بهترين آنها ، فراگيرترين آنهاست ، پس آنچه را مىگويم نگاهدار :
1 - اقسام مردم ( مردم شناسى
« 1 » مردم سه دستهاند ، دانشمند الهى ، و آموزندهاى بر راه رستگارى ، و پشّههاى دست خوش باد و طوفان و هميشه سرگردان ، كه به دنبال هر سر و صدايى مىروند ، و با وزش هر بادى حركت مىكنند ، نه از روشنايى دانش نور گرفتند ، و نه به پناهگاه استوارى پناه گرفتند .
2 - ارزشهاى والاى دانش
هامش
( 1 ) اشاره به علم : اتنولوژىygolonhtE( قوم شناسى ، مردم شناسى ) كه به شناخت قبائل گوناگون با روانشناسى حاكم بر آنان مىپردازد .