تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
و فرمود : « در قرآن بيان هر چيزى است » . و ياد آور شديم كه : بعض قرآن گواه بعض ديگر است و اختلافى در آن نيست . پس خداى سبحان فرمود : « اگر قرآن از طرف غير خدا نازل مىشد اختلافات زيادى در آن مىيافتند » همانا قرآن داراى ظاهرى زيبا و باطنى ژرف و ناپيداست ، مطالب شگفت آور آن تمام نمىشود ، و اسرار نهفته آن پايان نمىپذيرد و تاريكىها بدون قرآن بر طرف نخواهد شد .

ترجمه خطبه 19

( امام در مسجد كوفه در سال 38 هجرى سخنرانى مىكرد ، اشعث بن قيس به يكى از مطالب آن اعتراض كرد و گفت اين سخن به زيان شما ، نه به سود تو است ، امام نگاه خود را به او دوخت و فرمود )

سوابق تاريخى نكوهيدهء أشعث بن قيس

چه كسى تو را آگاهاند كه چه چيزى به سود ، يا زيان من است ؟ لعنت خدا و لعنت لعنت كنندگان ، بر تو باد اى متكبّر متكبّر زاده ، « 1 » منافق پسر كافر ! سوگند به خدا ، تو يك بار در زمان كفر و بار ديگر در حكومت اسلام ، اسير شدى ، و مال و خويشاوندى تو ، هر دو بار نتوانست به فريادت برسد . آن كس كه خويشان خود را به دم شمشير سپارد ، و مرگ و نابودى را به سوى آنها كشاند ، سزاوار است كه بستگان او بر وى خشم گيرند و بيگانگان به او اطمينان نداشته باشند . مىگويم : ( منظور امام عليه السّلام اين است كه اشعث ابن قيس يك بار وقتى كه كافر بود اسير شد و بار ديگر آنگاه كه مسلمان شد و شمشيرها را به سوى قبيله‌اش راهنمايى كرد ، مربوط به جريانى است كه اشعث قبيله خود را فريب داد تا خالد بن وليد ، آنها را غافلگير كند و از دم شمشير بگذراند كه پس از آن خيانت او را با لقب « عرف النّار » ( چيزى كه آتش را بپوشاند ) ، مىناميدند و اين لقبى بود كه به نيرنگ‌باز مىدادند . )

ترجمه خطبه 20

علل پنهان بودن اسرار پس از مرگ

آنچه را كه مردگان ديدند اگر شما مىديديد ، ناشكيبا بوديد و مىترسيديد ، و مىشنيديد و فرمان مىبرديد . ولى آنچه آنها مشاهده كردند بر شما پوشيده است ، و نزديك است كه پرده‌ها فروافتد . اگر چه حقيقت را به شما نيز نشان دادند ، اگر بدرستى بنگريد ، و نداى حق را به شما شنواندند ، اگر خوب بشنويد ! و به راه راست هدايتتان كردند اگر هدايت بپذيريد ! راست مىگويم ، مطالب عبرت آموز اندرز دهنده را آشكارا ديديد ،
هامش
( 1 ) حائك : يعنى بافنده ، كسى كه بر خدا و رسول خدا دروغ مىبافد ، يا پارچه باف ، چون دور از مردم در انزواى كامل به پارچه بافى مشغول بودند تبديل به انسانهاى متكبّر و مغرور مىشدند كه پيام ضرب المثل در ترجمه آمد و علّت تندى امام عليه السّلام اين بود كه ، هر فتنه و توطئه‌اى در حكومت امام پديد مىآمد ، ريشه‌هاى آن به اشعث بر مىگشت ( كلّ فساد كان فى خلافة على عليه السّلام فأصله الأشعث ) او مردى كافر بود كه پس از اسارت و اسلام ظاهرى با خواهر ابا بكر « ام فروه » ازدواج كرد .
نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 65 | خطب الإمام علي ( ع ) / دشتى