و در آخرت دچار رنج و زحمت مىگرديد ، و چه زيانبار است رنجى كه عذاب در پى آن باشد ، و چه سودمند است آسايشى كه با آن ، امان از آتش جهنّم باشد .
حكمت 38
ارزشها و آداب معاشرت با مردم
( اخلاقى ، اجتماعى ، تربيتى ) به فرزندش امام حسن عليه السّلام فرمود :
پسرم ! چهار چيز از من ياد گير ( در خوبىها ) ، و چهار چيز به خاطر بسپار ( هشدارها ) ، كه تا به آنها عمل مىكنى زيان نبينى :
الف - خوبىها
1 - همانا ارزشمندترين بىنيازى عقل است ، 2 - و بزرگترين فقر بىخردى است ، 3 - و ترسناكترين تنهايى خودپسندى است . 4 - و گرامىترين ارزش خانوادگى ، اخلاق نيكوست .
ب - هشدارها
1 - پسرم ! از دوستى با احمق بپرهيز ، چرا كه مىخواهد به تو نفعى رساند امّا دچار زيانت مىكند . 2 - از دوستى با بخيل بپرهيز ، زيرا آنچه را كه سخت به آن نياز دارى از تو دريغ مىدارد .
3 - و از دوستى با بدكار بپرهيز ، كه با اندك بهايى تو را مىفروشد .
4 - و از دوستى با دروغگو بپرهيز ، كه او به سراب ماند : دور را به تو نزديك ، و نزديك را دور مىنماياند .
حكمت 39
جايگاه واجبات و مستحبّات
( عبادى ، معنوى ) و درود خدا بر او ، فرمود : عمل مستحب « 1 » انسان را به خدا نزديك نمىگرداند ، اگر به واجب زيان رساند .
حكمت 40
راه شناخت عاقل و احمق
( اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : زبان عاقل در پشت قلب اوست ، و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد . « 2 »
( اين از سخنان ارزشمند و شگفتى آور است ، كه عاقل زبانش را بدون مشورت و فكر و سنجش رها نمىسازد ، امّا احمق هر چه بر زبانش آيد مىگويد بدون فكر و دقّت ، پس زبان عاقل از قلب او و قلب احمق از زبان او فرمان مىگيرد ) .
( حكمت 40 به گونه ديگرى نيز نقل شده )
حكمت 41
راه شناخت عاقل و احمق
( اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : قلب احمق در دهان او ، و زبان عاقل در قلب او قرار دارد .
حكمت 42
بيمارى و پاك شدن گناهان
( اخلاقى ، معنوى ) و به يكى از يارانش كه بيمار بود فرمود : خدا آنچه را كه از آن شكايت دارى ( بيمارى ) موجب كاستن گناهانت قرار داد ، در بيمارى پاداشى نيست امّا گناهان را از بين مىبرد ، و آنها را چونان برگ پاييزى مىريزد ، و همانا پاداش در گفتار به زبان ، و كردار با دستها و قدمهاست ، و خداى سبحان به خاطر نيّت راست ، و درون پاك ، هر كس از بندگانش را كه بخواهد وارد بهشت خواهد كرد .
مىگويم : ( راست گفت امام على عليه السّلام « درود خدا بر او باد » كه بيمارى پاداشى ندارد ، بيمارى از چيزهائى است كه استحقاق عوض دارد ، و عوض در برابر رفتار خداوند بزرگ است نسبت به بندهء خود ، در ناملايمات زندگى و بيمارىها و همانند آنها ، امّا اجر و پاداش در برابر كارى است كه بنده انجام مىدهد . پس بين اين دو تفاوت است كه امام عليه السّلام آن را با علم نافذ و رأى رساى خود ، بيان فرمود .
هامش
( 1 ) نافله : يعنى مستحب ، و فريضه يعنى واجب .
( 2 ) بقول سعدى : اوّل انديشه وانگهى گفتار .