معاويه ! بدان كه شيطان تو را نمىگذارد تا به نيكوترين كارت « 1 » بپردازى ، و اندرزى كه به سود تو است بشنوى . درود بر آنان كه سزاوار درودند .
ترجمهء نامه 74
( عهد نامهاى كه با خط هشام بن كلبى « 2 » براى صلح ميان قبيله « ربيعه » و « يمن » تنظيم فرمود )
مبانى صلح و سازش مسلمين
اين پيمان نامهاى است كه مردم « يمن » و « ربيعه » آن را پذيرفتهاند ، چه آنان كه در شهر حضور دارند چه آنان كه در بيابان زندگى مىكنند . آنان پيرو قرآنند ، و به كتاب خدا دعوت مىكنند ، و به انجام دستورات آن فرمان مىدهند ، و هر كس كه آنان را به كتاب خدا بخواند پاسخ مىدهند ، نه برابر آن مزدى خواهند ، و نه به جاى آن چيز ديگرى بپذيرند ، و در برابر كسى كه خلاف اين پيمان خواهد ، يا آن را واگذارد ، ايستادگى خواهند كرد . بعضى بعض ديگر را يارى مىدهند ، همه متّحد بوده و به خاطر سرزنش كنندهاى ، يا خشم خشم گيرندهاى ، يا خوار كردن بعضى ، يا دشنام دادن قومى ، اين پيمان را نمىشكنند . بر اين پيمان ، حاضران و آنها كه غايبند ، دانايان و ناآگاهان ، بردباران و جاهلان ، همه استوارند ، و عهد و پيمان الهى نيز بر آنان واجب گرديده است كه « همانا از پيمان خدا پرسش خواهد شد » و على بن ابى طالب آن را نوشت .
ترجمهء نامه 75
( نامه به معاويه در روزهاى آغازين بيعت ، در سال 36 هجرى كه واقدى در كتاب الجمل آن را آورد )
فرمان اطاعت به معاويه
از بنده خدا على امير مؤمنان ، به معاويه بن ابى سفيان پس از ياد خدا و درود ! مىدانى كه من در بارهء شما معذور ، و از آنچه در مدينه گذشت « 3 » روى گردانم ، تا شد آنچه كه بايد مىشد ، و بازداشتن آن ممكن نبود . داستان طولانى و سخن فراوان است و گذشتهها گذشت ، و آينده روى كرده است ، تو و همراهانت بيعت كنيد ، و با گروهى از يارانت نزد من بيا ، با درود .
ترجمهء نامه 76
( نامه به عبد اللّه بن عباس ، هنگامى كه او را در سال 36 هجرى به فرماندارى بصره نصب فرمود )
اخلاق فرماندهى
هامش
( 1 ) نيكوترين كار ، همان اطاعت از اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امام به حق حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است .
( 2 ) از شيعيان امام عليه السّلام و مورّخ و مفسّر قرآن و داراى علم انساب بود .
( 3 ) يعنى ما جراى شورش مجاهدان و قتل عثمان .