تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
با مردم ، به هنگام ديدار و در مجالس رسمى و در مقام داورى ، گشاده رو باش و از خشم بپرهيز ، كه سبك مغزى ، به تحريك شيطان است ، و بدان ! آنچه تو را به خدا نزديك مىسازد ، از آتش جهنّم دور ، و آنچه تو را از خدا دور مىسازد ، به آتش جهنّم نزديك مىكند .

ترجمهء نامه 77

( نامه به عبد اللّه بن عبّاس آن هنگام كه او را در سال 38 هجرى براى گفتگو با خوارج فرستاد )

روش مناظره با دشمن مسلمان

به قرآن با خوارج به جدل مپرداز ، زيرا قرآن داراى ديدگاه كلّى بوده ، و تفسيرهاى گوناگونى دارد ، تو چيزى مىگويى ، و آنها چيز ديگر ، ليكن با سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با آنان به بحث و گفتگو بپرداز ، كه در برابر آن راهى جز پذيرش ندارند .

ترجمهء نامه 78

( جواب نامه ابو موسى اشعرى ، پيرامون حكميّت كه سعيد بن يحيى اموى در كتاب المغازى آن را آورده )

1 علل سقوط جامعه

همانا بسيارى از مردم تغيير كردند ، و از سعادت و رستگارى بىبهره ماندند ، به دنيا پرستى روى آورده ، و از روى هواى نفس سخن گفتند . كردار اهل عراق مرا به شگفتى وا داشته است ، كه مردمى خودپسند در چيزى گرد آمدند ، مىخواستم زخم درون آنها را مداوا كنم ، پيش از آن كه غير قابل علاج گردد .

2 تلاش امام در تحقّق وحدت

پس بدان در امّت اسلام ، هيچ كس همانند من وجود ندارد كه به وحدت امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و به انس گرفتن آنان به همديگر ، از من دلسوزتر باشد . من در اين كار پاداش نيك و سرانجام شايسته را از خدا مىطلبم ، و به آنچه پيمان به ستم وفا دارم ، هر چند تو دگرگون شده ، و همانند روزى كه از من جدا شدى نباشى . همانا تيره روز كسى است كه از عقل و تجربه‌اى كه نصيب او شده ، محروم ماند « 1 » ، و من از آن كس كه به باطل سخن گويد يا كارى را كه خدا اصلاح كرده بر هم زند ، بيزارم . آنچه را نمىدانى واگذار ، زيرا مردان بد كردار ، با سخنانى نادرست به سوى تو خواهند شتافت ، با درود .
هامش
( 1 ) ردّ تفكّر : ايرسيوناليسمmsilanoitarrI( فلسفهء غير عقلى ، خرد گريزى ) يا يورش بر ضد عقل كه در قرن 19 از طرف شوپنهاور و ينچه و گريسون ، رواج پيدا كرد .