تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
جز براى جهاد در راه خدا ، و يا كارى كه از انجام آن ناچارى . در همه كارهايت خدا را اطاعت كن ، كه اطاعت خدا از همه چيز برتر است .

3 روش به كار گيرى نفس در خوبىها

نفس خود را در واداشتن به عبادت فريب ده ، و با آن مدارا كن ، و به زور و اكراه بر چيزى مجبورش نساز ، و در وقت فراغت و نشاط به كارش گير ، جز در آنچه كه بر تو واجب است ، و بايد آن را در وقت خاص خودش به جا آورى . بپرهيز از آن كه مرگ تو فرا رسد در حالى كه از پروردگارت گريزان ، و در دنياپرستى غرق باشى . از همنشينى با فاسقان بپرهيز كه شر به شر مىپيوندد ، خدا را گرامى دار ، و دوستان خدا را دوست شمار ، و از خشم بپرهيز كه لشگر بزرگ شيطان است . با درود .

ترجمهء نامه 70

( نامه به سهل بن حنيف انصارى فرماندار مدينه ، در سال 37 هجرى آنگاه كه گروهى از مدينه گريخته به معاويه پيوستند « 1 » )

روش برخورد با پديدهء فرار

پس از ياد خدا و درود ! به من خبر رسيده كه گروهى از مردم مدينه به سوى معاويه گريختند ، مبادا براى از دست دادن آنان ، و قطع شدن كمك و ياريشان افسوس بخورى ! كه اين فرار براى گمراهىشان ، و نجات تو از رنج آنان كافى است ، آنان از حق و هدايت گريختند ، و به سوى كور دلى و جهالت شتافتند . آنان دنياپرستانى هستند كه به آن روى آوردند ، و شتابان در پى آن روانند . عدالت را شناختند و ديدند و شنيدند و به خاطر سپردند ، و دانستند كه همهء مردم در نزد ما ، در حق يكسانند ، پس به سوى انحصار طلبى گريختند ، دور باشند از رحمت حق ، و لعنت بر آنان باد . سوگند به خدا ! آنان از ستم نگريختند ، و به عدالت نپيوستند ، همانا آرزومنديم تا در اين جريان ، خدا سختىها را بر ما آسان ، و مشكلات را هموار فرمايد . إن شاء الله ، با درود .

ترجمهء نامه 71

( نامه به منذر بن جارود عبدى ، كه در فرماندارى خود خيانتى مرتكب شد )

سرزنش از خيانت اقتصادى

هامش
( 1 ) سهل بن حنيف در تمام جنگ‌ها ياور پيامبر بود و هرگز فرار نكرد . از طرف امام ، فرماندار مدينه شد ، و در جنگ صفّين هم شركت داشت ، سپس فرماندار فارس ايران شد و در سال 38 هجرى در كوفه وفات كرد .