3 سرگردانى مردم ، و ضرورت تقوا
آن كس كه بهشت و دوزخ را پيش روى خود دارد ، در تلاش است .
برخى از مردم به سرعت به سوى حق پيش مىروند ، كه اهل نجاتند ، و بعضى به كندى مىروند و اميدوارند ، و ديگرى كوتاهى مىكند و در آتش جهنّم گرفتار است .
چپ و راست گمراهى ، و راه ميانه ، جادّهء مستقيم الهى است كه قرآن و آثار نبوّت ، آن را سفارش مىكند ، و گذرگاه سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و سرانجام ، بازگشت همه بدان سو مىباشد « 1 » .
ادّعا كنندهء باطل نابود شد ، و دروغگو زيان كرد ، هر كس با حق در افتاد هلاك گرديد . نادانى انسان همين بس كه قدر خويش نشناسد . آن چه بر أساس تقوا پايهگذارى شود ، نابود نگردد .
كشتزارى كه با تقوا آبيارى شود ، تشنگى ندارد . مردم ! به خانههاى خود روى آوريد ، مسائل ميان خود را اصلاح كنيد ، توبه و بازگشت پس از زشتىها ميسّر است . جز پروردگار خود ، ديگرى را ستايش نكنيد و جز خويشتن خويش ديگرى را سرزنش ننماييد .
ترجمه خطبه 17
( در اين خطبه مدّعيان قضاوت را مىشناساند كه عهده دار قضاوت هستند و شايستهء آن نيستند )
1 شناخت بدترين انسانها
دشمنترين آفريدهها نزد خدا دو نفرند : مردى كه خدا او را به حال خود گذاشته ، و از راه راست دور افتاده است ، دل او شيفتهء بدعت است و مردم را گمراه كرده ، به فتنه انگيزى مىكشاند و راه رستگارى گذشتگان را گم كرده و طرفداران خود و آيندگان را گمراه ساخته است . بار گناه ديگران را بر دوش كشيده و گرفتار زشتىهاى خود نيز مىباشد .
و مردى كه مجهولاتى به هم بافته ، و در ميان انسانهاى نادان امّت ، جايگاهى پيدا كرده است ، در تاريكىهاى فتنه فرو رفته ، و از مشاهدهء صلح و صفا كور است . آدم نماها او را عالم ناميدند كه نيست ، چيزى را بسيار جمع آورى مىكند كه اندك آن به از بسيار است ، تا آن كه از آب گنديده سيراب شود ، و دانش و اطّلاعات بيهوده فراهم آورد .
2 روانشناسى مدّعيان دروغين قضاوت
در ميان مردم ، با نام قاضى به داورى مىنشيند ، و حلّ مشكلات ديگرى را به عهده مىگيرد ، پس اگر مشكلى پيش آيد ، با حرفهاى پوچ و تو خالى و رأى و نظر دروغين ، آمادهء رفع آن مىشود . سپس اظهارات پوچ خود را باور مىكند ، عنكبوتى را مىماند كه در شبهات و بافتههاى تار خود چسبيده ، نمىداند كه درست حكم كرده يا بر خطاست ؟ اگر بر صواب باشد مىترسد كه خطا كرده ، و اگر بر خطاست ، اميد دارد كه رأى او درست باشد ! .
هامش
( 1 ) راه حقّ و باطل ، صحيح و غلط ، روا و ناروا وجود دارد كه نقد تفكّر پلوراليسمmsilarulP( كثرت گرايى ) است ، پس نمىشود ادّعا كرد كه هر تفكّرى صحيح و حقّ است .