و خود را به آنچه برتر از شأن تو است نسبت مىدهى ، و به چيزى دست دراز مىكنى كه از تو باز داشتهاند ، و به تو نخواهد رسيد . اين همه را براى فرار كردن از حق ، « 1 » و انكار آنچه را كه از گوشت و خون تو لازمتر است ، انجام مىدهى ، حقايقى كه گوش تو آنها را شنيده و از آنها آگاهى دارى ، آيا پس از روشن شدن راه حق ، جز گمراهى آشكار چيز ديگرى يافت خواهد شد ؟ و آيا پس از بيان حق ، جز اشتباه كارى وجود خواهد داشت ؟
از شبهه و حق پوشى بپرهيز ، فتنهها دير زمانى است كه پردههاى سياه خود را گسترانده ، و ديدههايى را كور كرده است .
2 پاسخ به ادّعاهاى دروغين معاويه
نامهاى از تو به دست من رسيد كه در سخن پردازى از هر جهت آراسته ، امّا از صلح و دوستى نشانهاى نداشت ، و آكنده از افسانههايى بود كه هيچ نشانى از دانش و بردبارى در آن به چشم نمىخورد . در نوشتن اين نامه كسى را مانى كه پاى در گل فرو رفته ، و در بيغولهها سرگردان است ، مقامى را مىطلبى كه از قدر و ارزش تو والاتر است ، و هيچ عقابى را توان پرواز بر فراز آن نيست و چون ستارهء دور دست « عيّوق » از تو دور است .
پناه بر خدا كه پس از من ولايت مسلمانان را بر عهده گيرى ، و سود و زيان آن را بپذيرى ، يا براى تو با يكى از مسلمانان پيمانى يا قراردادى را امضا كنم .
از هم اكنون خود را درياب ، و چارهاى بينديش ، كه اگر كوتاهى كنى ، و براى در هم كوبيدنت بندگان خدا برخيزند ، درهاى نجات به روى تو بسته خواهد شد ، و آنچه را كه امروز از تو مىپذيرند فردا نخواهند پذيرفت ، با درود .
ترجمهء نامه 66
( نامه به عبد الله بن عباس ، اين نامه به گونه ديگرى نيز آمده است )
ضرورت واقع بينى
پس از ياد خدا و درود ! همانا انسان از به دست آوردن چيزى خشنود مىشود كه هرگز آن را از دست نخواهد داد ، و براى چيزى اندوهناك است كه هرگز به دست نخواهد آورد ، پس بهترين چيز نزد تو در دنيا ، رسيدن به لذّتها ، يا انتقام گرفتن نباشد ، بلكه هدف تو خاموش كردن باطل ، يا زنده كردن حق باشد ، تنها به توشهاى كه از پيش فرستادى خشنود باش ، و بر آنچه به جاى مىگذارى حسرت خور ، و همّت و تلاش خود را براى پس از مرگ قرار ده . « 2 »
ترجمهء نامه 67
( نامه به قثم بن عباس ، فرماندار شهر مكّه )
1 رسيدگى به امور حاجيان در مراسم حج
هامش
( 1 ) بيعت با امير المؤمنين عليه السّلام .
( 2 ) براى شناسايى قثم بن عباس به پاورقى نامه 33 مراجعه فرماييد .