و به عهدهءشان بگذارى ، با شادمانى خواهند پذيرفت ، زيرا عمران و آبادى ، قدرت تحمّل مردم را زياد مىكند .
همانا ويرانى زمين به جهت تنگدستى كشاورزان است ، و تنگدستى كشاورزان ، به جهت غارت اموال از طرف زمامدارانى است كه به آيندهء حكومتشان اعتماد ندارند ، و از تاريخ گذشتگان عبرت نمىگيرند .
پنجم سيماى نويسندگان و منشيان
سپس در امور نويسندگان و منشيان به درستى بينديش ، و كارهايت را به بهترين آنان واگذار ، و نامههاى محرمانه ، كه در بر دارندهء سياستها و اسرار تو است ، از ميان نويسندگان به كسى اختصاص ده كه صالحتر از ديگران باشد ، كسى كه گرامى داشتن ، او را به سركشى و تجاوز نكشاند تا در حضور ديگران با تو مخالفت كند ، و در رساندن نامه كار گزارانت به تو ، يا رساندن پاسخهاى تو به آنان كوتاهى نكند ، و در آنچه براى تو مىستاند يا از طرف تو به آنان تحويل مىدهد ، فراموش كار نباشد . و در تنظيم هيچ قراردادى سستى نورزد ، و در برهم زدن قراردادى كه به زيان توست كوتاهى نكند ، و منزلت و قدر خويش را بشناسد ، همانا آن كه از شناخت قدر خويش عاجز باشد ، در شناخت قدر ديگران جاهلتر است .
مبادا در گزينش نويسندگان و منشيان ، بر تيز هوشى و اطمينان شخصى و خوش باورى خود تكيه نمايى ، زيرا افراد زيرك با ظاهر سازى و خوش خدمتى ، نظر زمامداران را به خود جلب مىنمايند ، كه در پس اين ظاهر سازىها ، نه خيرخواهى وجود دارد ، و نه از امانت دارى نشانى يافت مىشود ! لكن آنها را با خدماتى كه براى زمامداران شايسته و پيشين انجام دادهاند بيازماى ، به كاتبان و نويسندگانى اعتماد داشته باش كه در ميان مردم آثارى نيكو گذاشته ، و به امانت دارى از همه مشهورترند ، كه چنين انتخاب درستى نشان دهندهء خيرخواهى تو براى خدا ، و مردمى است كه حاكم آنانى .
براى هر يك از كارهايت سرپرستى برگزين كه بزرگى كار بر او چيرگى نيابد ، و فراوانى كار او را در مانده نسازد ، و بدان كه هر گاه در كار نويسندگان و منشيان تو كمبودى وجود داشته باشد كه تو بىخبر باشى خطرات آن دامنگير تو خواهد بود .
ششم سيماى بازرگانان و صاحبان صنايع
سپس سفارش مرا به بازرگانان و صاحبان صنايع بپذير ، و آنها را به نيكوكارى سفارش كن ، بازرگانانى كه در شهر ساكنند ، يا آنان كه همواره در سير و كوچ كردن مىباشند ، و بازرگانانى كه با نيروى جسمانى كار مىكنند ، چرا كه آنان منابع اصلى منفعت ، و پديد آورندگان وسايل زندگى و آسايش ، و آوردندگان وسايل زندگى از نقاط دور دست و دشوار مىباشند ، از بيابانها و درياها ، و دشتها و كوهستانها ، جاهاى سختى كه مردم در آن اجتماع نمىكنند ، يا براى رفتن به آنجاها شجاعت ندارند . بازرگانان مردمى آرامند ،