تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
است ، در عهدى كه با او دارد ، هنگامى كه او را به فرماندارى مصر بر مىگزيند تا خراج آن ديار را جمع آورد ، و با دشمنانش نبرد كند ، كار مردم را اصلاح ، و شهرهاى مصر را آباد سازد .

1 ضرورت خود سازى

او را به ترس از خدا فرمان مىدهد ، و اينكه اطاعت خدا را بر ديگر كارها مقدّم دارد ، و آنچه در كتاب خدا آمده ، از واجبات و سنّت‌ها را پيروى كند ، دستوراتى كه جز با پيروى آن رستگار نخواهد شد ، و جز با نشناختن و ضايع كردن آن جنايتكار نخواهد گرديد . به او فرمان مىدهد كه خدا را با دل و دست و زبان يارى كند ، زيرا خداوند پيروزى كسى را تضمين كند كه او را يارى دهد ، و بزرگ دارد آن كس را كه او را بزرگ شمارد . و به او فرمان مىدهد تا نفس خود را از پيروى آرزوها باز دارد ، و به هنگام سركشى رامش كند ، كه : « همانا نفس همواره به بدى وا مىدارد جز آن كه خدا رحمت آورد » پس اى مالك بدان ! من تو را به سوى شهرهايى فرستادم كه پيش از تو دولت‌هاى عادل يا ستمگرى بر آن حكم راندند ، و مردم در كارهاى تو چنان مىنگرند كه تو در كارهاى حاكمان پيش از خود مىنگرى ، و در بارهء تو آن مىگويند كه تو نسبت به زمامداران گذشته مىگويى ، و همانا نيكوكاران را به نام نيكى توان شناخت كه خدا از آنان بر زبان بندگانش جارى ساخت . پس نيكوترين اندوخته تو بايد اعمال صالح و درست باشد ، هواى نفس را در اختيار گير ، و از آنچه حلال نيست خويشتن دارى كن ، زيرا بخل ورزيدن به نفس خويش ، آن است كه در آنچه دوست دارد ، يا براى او ناخوشايند است ، راه انصاف پيمايى .

2 اخلاق رهبرى ( روش برخورد با مردم )

مهربانى با مردم را پوشش دل خويش قرار ده ، و با همه دوست و مهربان باش . مبادا هرگز ، چونان حيوان شكارى باشى كه خوردن آنان را غنيمت دانى ، زيرا مردم دو دسته‌اند ، دسته‌اى برادر دينى تو ، و دستهء ديگر همانند تو در آفرينش مىباشند . « 1 » اگر گناهى از آنان سر مىزند يا علّت‌هايى بر آنان عارض مىشود ، يا خواسته و ناخواسته ، اشتباهى مرتكب مىگردند ، آنان را ببخشاى و بر آنان آسان گير ، آن گونه كه دوست دارى خدا تو را ببخشايد و بر تو آسان گيرد . همانا تو از آنان برتر ، و امام تو از تو برتر ، و خدا بر آن كس كه تو را فرماندارى مصر داد والاتر است ، كه انجام امور مردم مصر را به تو واگذارده ، و آنان را وسيلهء آزمودن تو قرار داده است . هرگز با خدا مستيز ، كه تو را از كيفر او نجاتى نيست ، و از بخشش و رحمت او بىنياز نخواهى بود . بر بخشش ديگران پشيمان مباش ، و از كيفر كردن شادى مكن ، و از خشمى كه توانى از آن رها گردى شتاب نداشته باش . به مردم نگو ، به من فرمان دادند و من نيز فرمان مىدهم ، پس بايد اطاعت شود ، « 2 » كه اين گونه خود بزرگ بينى دل را فاسد ،
هامش
( 1 ) نفى تفكّر : راسيزمmsicaR( نژاد پرستى ) و آپارتايدdiehtrapA( نژاد پرستى ) و نفى : اليتيسمmsitilE( خود برتر بينى و نخبه گرايى ) و تأييد : انتر ناسيوناليسمmsilanoitan retnIو كاسموپوليتانيسمmsinatilopomsoCكه همهء ملّتها برادر و برابرند . ( 2 ) - نفى حكومت : ابسولوتيسمmsitulosbA( حكومتهاى مطلقه و استبدادى )
نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 567 | خطب الإمام علي ( ع ) / دشتى