تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
و سفيران پيشوايان هستيد ، هرگز كسى را از نيازمندى او باز نداريد ، و از خواسته‌هاى مشروعش محروم نسازيد ، و براى گرفتن ماليات از مردم ، لباس‌هاى تابستانى يا زمستانى ، و مركب سوارى ، و بردهء كارى او را نفروشيد ، و براى گرفتن درهمى ، كسى را با تازيانه نزنيد ، و به مال كسى « نمازگزار باشد ، يا غير مسلمانى كه در پناه اسلام است » « 1 » دست اندازى نكنيد ، جز اسب يا اسلحه‌اى كه براى تجاوز به مسلمان‌ها به كار گرفته مىشود . زيرا براى مسلمان جايز نيست آنها را در اختيار دشمنان اسلام بگذارد ، تا نيرومندتر از سپاه اسلام گردند . از پند دادن به نفس خويش هيچ گونه كوتاهى نداشته ، از خوشرفتارى با سپاهيان ، و كمك به رعايا ، و تقويت دين خدا ، غفلت نكنيد ، و آنچه در راه خدا بر شما واجب است انجام دهيد . همانا خداى سبحان از ما و شما خواسته است كه در شكرگزارى كوشا بوده ، و با تمام قدرت او را يارى كنيم ، « و نيرويى جز از جانب خدا نيست » .

ترجمهء نامه 52

( نامه به فرمانداران شهرها در بارهء وقت نماز )

وقت‌هاى نماز پنجگانه

پس از ياد خدا و درود ! نماز ظهر را با مردم وقتى بخوانيد كه آفتاب به طرف مغرب رفته ، سايهء آن به اندازهء ديوار آغل بز گسترده شود ، و نماز عصر را با مردم هنگامى بخوانيد كه خورشيد سفيد است و جلوه دارد و پاره‌اى از روز مانده كه تا غروب مىتوان دو فرسخ راه را پيمود . و نماز مغرب را با مردم زمانى بخوانيد كه روزه دار افطار ، و حاجى از عرفات به سوى منى كوچ مىكند . و نماز عشاء را با مردم وقتى بخوانيد كه شفق پنهان ، و يك سوّم از شب بگذرد ، و نماز صبح را با مردم هنگامى بخوانيد كه شخص چهرهء همراه خويش را بشناسد ، و نماز جماعت را در حد ناتوان آنان بگزاريد ، و فتنه‌گر مباشيد .

ترجمهء نامه 53

( نامه به مالك اشتر ، « 2 » در سال 38 هجرى هنگامى كه او را به فرماندارى مصر برگزيد ، آن هنگام كه اوضاع محمد بن ابى بكر متزلزل شد ، و از طولانىترين نامه‌هاست كه زيبايىهاى تمام نامه‌ها را دارد ) . بنام خداوند بخشنده و مهربان ، اين فرمان بندهء خدا على امير مؤمنان ، به مالك اشتر پسر حارث
هامش
( 1 ) منظور ذمّى است ، يهوديان و مسيحيانى كه در پناه دولت اسلامى زندگى مىكردند . ( 2 ) مالك در سرزمين « يمن » در روستاى « بيشه » چشم به دنيا گشود . از قبيلهء « مذحج » بود كه بعدها به مالك اشتر معروف شد ، و پدرش يغوث بن نخع مىباشد كه به مالك نخعى « جدّ پدرى » نيز معروف شد ، مالك پس از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در جنگ با روميان شركت كرد ، و از شام به كمك سعد وقّاص آمده در فتح ايران رفت . در حكومت عثمان با فرماندار فاسد او در كوفه درگير شد ، و اوّل كسى بود كه با امام على عليه السّلام بيعت كرد ، مردم كوفه را براى جنگ جمل او آماده ساخت ، و در جنگ جمل بود كه لياقت و شجاعت او شهره شد ، در صفّين نقش تعيين كننده داشت ، نه تنها در شجاعت بلكه در عبادت و ايمان و تقوا نيز مشهور بود و در سال 38 هجرى در روستاى « قلزم » بين راه مصر توسّط جاسوسان معاويه با زهر مسموم و به شهادت رسيد .