كجايند امتهايى كه با زر و زيورت آنها را فريفتى ؟ كه اكنون در گورها گرفتارند ! و درون لحدها پنهان شدهاند . اى دنيا به خدا سوگند ! اگر شخصى ديدنى بودى ، و قالب حس كردنى داشتى ، حدود خدا را بر تو جارى مىكردم ، به جهت بندگانى كه آنها را با آرزوهايت فريب دادى ، و ملّتهايى كه آنها را به هلاكت افكندى ، و قدرتمندانى كه آنها را تسليم نابودى كردى ، و هدف انواع بلاها قرار دادى كه ديگر راه پس و پيش و ندارند ، امّا هيهات ! كسى كه در لغزشگاه تو قدم گذارد سقوط خواهد كرد ، و آن كس كه بر امواج تو سوار شد غرق گرديد ، كسى كه از دامهاى تو رهائى يافت پيروز شد ، آن كس كه از تو به سلامت گذشت نگران نيست كه جايگاهش تنگ است ، زيرا دنيا در پيش او چونان روزى است كه گذشت .
از برابر ديدگانم دور شو ، سوگند به خدا ، رام تو نگردم كه خوارم سازى ، و مهارم را به دست تو ندهم كه هر كجا خواهى مرا بكشانى ، به خدا سوگند ، كه تنها ارادهء خدا در آن است ، چنان نفس خود را به رياضت وادارم كه به يك قرص نان ، هر گاه بيابم شاد شود ، و به نمك به جاى نان خورش قناعت كند ، و آنقدر از چشمها اشك ريزم كه چونان چشمهاى خشك در آيد ، و اشك چشمم پايان پذيرد . آيا سزاوار است كه چرندگان ، فراوان بخورند و راحت بخوابند ، و گلهء گوسفندان پس از چرا كردن به آغل رو كنند ، و على نيز [ همانند آنان ] از زاد و توشهء خود بخورد و استراحت كند ؟ چشمش روشن باد ! كه پس از ساليان دراز ، چهارپايان رها شده ، و گلّههاى گوسفندان را الگو قرار دهد ! ! خوشا به حال آن كس كه مسئوليّتهاى واجب را در پيشگاه خدا به انجام رسانده و در راه خدا هر گونه سختى و تلخى را به جان خريده ، و به شب زندهدارى پرداخته است ، و اگر خواب بر او چيره شده بر روى زمين خوابيده ، و كف دست را بالين خود قرار داده ، و در گروهى است كه ترس از معاد خواب را از چشمانشان ربوده ، و پهلو از بسترها گرفته ، و لبهايشان به ياد پروردگار در حركت و با استغفار طولانى گناهان را زدودهاند : « آنان حزب خداوند ، و همانا حزب خدا رستگار است » پس از خدا بترس اى پسر حنيف ، و به قرصهاى نان خودت قناعت كن ، تا تو را از آتش دوزخ رهائى بخشد .
ترجمهء نامه 46
( نامه به يكى از فرمانداران در سال 38 هجرى ، نوشتهاند اين نامه به مالك اشتر نوشته شد )