آيا به معاد ايمان ندارى ؟ و از حسابرسى دقيق قيامت نمىترسى ؟ اى كسى كه در نزد ما از خردمندان بشمار مىآمدى ، چگونه نوشيدن و خوردن را بر خود گوارا كردى در حالى كه مىدانى حرام مىخورى ! و حرام مىنوشى ! چگونه با اموال يتيمان و مستمندان و مؤمنان و مجاهدان راه خدا ، كنيزان مىخرى و با زنان ازدواج مىكنى ؟ كه خدا اين اموال را به آنان وا گذاشته ، و اين شهرها را به دست ايشان امن فرموده است !
3 برخورد قاطع با خيانتكار
پس از خدا بترس ، و اموال آنان را باز گردان ، و اگر چنين نكنى و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست يابم ، تو را كيفر خواهم كرد ، كه نزد خدا عذر خواه من باشد ، و با شمشيرى تو را مىزنم كه به هر كس زدم وارد دوزخ گرديد .
سوگند به خدا ! اگر حسن و حسين چنان مىكردند كه تو انجام دادى ، از من روى خوش نمىديدند و به آرزو نمىرسيدند تا آن كه حق را از آنان باز پس ستانم ، و باطلى را كه به دستم پديد آمده نابود سازم .
به پروردگار جهانيان سوگند ، اگر آنچه كه تو از اموال مسلمانان به نا حق بردى ، بر من حلال بود ، خشنود نبودم كه آن را ميراث باز ماندگانم قرار دهم ، پس دست نگهدار و انديشه نما ، فكر كن كه به پايان زندگى رسيدهاى ، و در زير خاكها پنهان شده ، و اعمال تو را بر تو عرضه داشتند ، آنجا كه ستمكار با حسرت فرياد مىزند ، و تباه كنندهء عمر و فرصتها ، آرزوى بازگشت دارد امّا « راه فرار و چاره مسدود است » .
ترجمهء نامه 42
( نامه به عمر بن ابى سلمه مخزومى فرماندار بحرين ، پس از نصب نعمان بن عجلان زرقى در سال 36 هجرى « 1 »
روش دلجويى در عزل و نصبها
پس از ياد خدا و درود ، همانا من نعمان ابن عجلان زرقى ، را به فرماندارى بحرين نصب كردم ، بى آن كه سرزنشى و نكوهشى براى تو وجود داشته باشد ، تو را از فرماندارى آن سامان گرفتم ،
هامش
( 1 ) عمر بن ابى سلمه فرزند امّ سلمه همسر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود ، كه در جنگ جمل مادرش او را به كمك امام فرستاد و طى نامهاى نوشت اگر جهاد بر زنان واجب بود خودم نيز شركت مىكردم ، و نعمان ابن عجلان كسى است كه پس از شهادت مالك اشتر با همسرش خوله دختر قيس ازدواج كرد و شاعرى بزرگ و بلند پايه بود .