تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
امّا جواب پرگويى تو نسبت به عثمان و كشندگان او آن است كه : تو عثمان را هنگامى يارى دادى كه انتظار پيروزى او را داشتى ، و آنگاه كه يارى تو به سود او بود او را خوار گذاشتى . با درود .

ترجمهء نامه 38

( نامه به مردم مصر در سال 38 هجرى آنگاه كه مالك اشتر را به فرماندارى آنان برگزيد )

ويژگىهاى بى مانند مالك اشتر

از بندهء خدا ، على امير مؤمنان ، به مردمى كه براى خدا به خشم آمدند ، آن هنگام كه ديگران خدا را در زمين نافرمانى ، و حق او را نابود كردند ، پس ستم ، خيمهء خود را بر سر نيك و بد ، مسافر و حاضر ، و بر همگان ، بر افراشت ، نه معروفى ماند كه در پناه آن آرامش يابند ، و نه كسى از زشتىها نهى مىكرد . پس از ستايش پروردگار ! من بنده‌اى از بندگان خدا را به سوى شما فرستادم ، كه در روزهاى وحشت ، نمىخوابد ، و در لحظه‌هاى ترس از دشمن روى نمىگرداند ، بر بدكاران از شعله‌هاى آتش تندتر است ، او مالك پسر حارث مذحجى « 1 » است . آنجا كه با حق است ، سخن او را بشنويد ، و از او اطاعت كنيد ، او شمشيرى از شمشيرهاى خداست ، كه نه تيزى آن كند مىشود ، و نه ضربت آن بى اثر است . اگر شما را فرمان كوچ كردن داد ، كوچ كنيد ، و اگر گفت بايستيد ، بايستيد ، كه او در پيش روى و عقب نشينى و حمله ، بدون فرمان من اقدام نمىكند . مردم مصر ! من شما را بر خود برگزيدم كه او را براى شما فرستادم ، زيرا او را خير خواه شما ديدم ، و سر سختى او را در برابر دشمنانتان پسنديدم .

ترجمهء نامه 39

( نامه به عمرو عاص در سال 39 هجرى پس از نبرد صفّين )

افشاى بردگى عمرو عاص

تو دين خود را پيرو دنياى كسى قرار دادى كه گمراهىاش آشكار است ، پرده‌اش دريده ، و افراد بزرگوار در همنشينى با او لكّه دار ، و در معاشرت با او به سبك مغزى متّهم مىگردند . تو در پى او مىروى ، و چونان سگى گرسنه به دنبال پس ماندهء شكار شير هستى ، به بخشش او نظر دوختى كه قسمت‌هاى اضافى شكارش را به سوى تو افكند ، پس دنيا و آخرت خود را تباه كردى ، در حالى كه اگر به حق مىپيوستى به خواسته‌هاى خود مىرسيدى . اگر خدا مرا بر تو و پسر ابو سفيان مسلّط گرداند ، سزاى زشتىهاى شما را خواهم داد ، اما اگر قدرت آن را نيافتم و باقى مانديد آنچه در پيش روى داريد براى شما بدتر است . با درود .
هامش
( 1 ) مذحج : نام قبيلهء مالك اشتر است .
نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 545 | خطب الإمام علي ( ع ) / دشتى