3 ضرورت ياد مرگ
اى بندگان خدا ! از مرگ و نزديك بودنش بترسيد ، و آمادگىهاى لازم را براى مرگ فراهم كنيد ، كه مرگ جريانى بزرگ و مشكلى سنگين به همراه خواهد آورد : يا خيرى كه پس از آن شرّى وجود نخواهد داشت ، و يا شرّى كه هرگز نيكى با آن نخواهد بود ! پس چه كسى از عمل كننده براى بهشت ، به بهشت نزديكتر ؟ و چه كسى از عمل كننده براى آتش ، به آتش نزديكتر است ؟ شما همه شكار آماده مرگ مىباشيد : اگر توقّف كنيد شما را مىگيرد ، و اگر فرار كنيد به شما مىرسد . مرگ از سايهء شما به شما نزديكتر است ، نشانهء مرگ بر پيشانى شما زده شد ، دنيا پشت سر شما در حال درهم پيچيده شدن است ، پس بترسيد از آتشى كه ژرفاى آن زياد ، و حرارتش شديد ، و عذابش نو به نو وارد مىشود ، در جايگاهى كه رحمت در آن وجود ندارد ، و سخن كسى را نمىشنوند ، و نا راحتىها در آن پايان ندارد ! اگر مىتوانيد كه ترس از خدا را فراوان ، و خوش بينى خود را به خدا نيكو گردانيد ، چنين كنيد ، هر دو را جمع كنيد ، زيرا بندهء خدا خوش بينى او به پروردگار بايد به اندازهء ترسيدن او باشد ، و آن كس كه به خدا خوشبينتر است ، بايد بيشتر از ديگران از كيفر الهى بترسد .
4 اخلاق مديران اجرايى
اى محمد بن ابى بكر ! بدان كه من تو را سرپرست بزرگترين لشكرم يعنى لشكر مصر ، قرار دادم . بر تو سزاوار است كه با خواستههاى دل مخالفت كرده ، و از دين خود دفاع كنى ، هر چند ساعتى از عمر تو باقى نمانده باشد . خدا را در راضى نگهداشتن مردم به خشم نياور ، زيرا خشنودى خدا جايگزين هر چيزى بوده امّا هيچ چيز جايگزين خشنودى خدا نمىشود . نماز را در وقت خودش به جاى آر ، نه اينكه در بيكارى زودتر از وقتش بخوانى ، و به هنگام درگيرى و كار آن را تأخير بيندازى ، و بدان كه تمام كردار خوبت در گرو نماز است .
[ قسمتى از نامه ] امام هدايتگر ، و زمامدار گمراهى ، هيچ گاه مساوى نخواهند بود ، چنان كه دوستان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و دشمنانش برابر نيستند ، پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به من فرمود :
« بر امّت اسلام ، نه از مؤمن و نه از مشرك هراسى ندارم ، زيرا مؤمن را ايمانش باز داشته ، و مشرك را خداوند به جهت شرك او نابود مىسازد ، من بر شما از مرد منافقى مىترسم كه درونى دو چهره ، و زبانى عالمانه دارد ، گفتارش دلپسند و رفتارش زشت و ناپسند است . »
ترجمهء نامه 28
( جواب نامه معاويه : كه يكى از نيكوترين نامههاى امام است كه پس از جنگ جمل در سال 36 هجرى نوشته شد )