تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
و زنان غير عقدى من كه با آنها بودم و صاحب فرزند يا حامله مىباشند « 1 » ، پس از تولّد فرزند ، فرزند خود را برگيرد كه بهرهء او باشد ، و اگر فرزندش بميرد ، ما در آزاد است ، و كنيز بودن از او برداشته شده ، و آزادى خويش را باز يابد . ( « ودّية » بمعنى نهال خرما ، و جمع آن « ودىّ » بر وزن « علىّ » مىباشد ، و جملهء امام نسبت به درختان « حتّى تشكل ارضها غراسا » از فصيح‌ترين سخنان است يعنى زمين پر درخت شود كه چيزى جز درختان به چشم نيايند )

ترجمهء نامه 25

( دستور العمل امام به مأموران جمع آورى ماليات در سال 36 هجرى ) ما بخشى از اين وصيت را آورديم تا معلوم شود كه امام اركان حق را به پا مىداشت و فرمان به عدل صادر مىكرد ، در كارهاى كوچك يا بزرگ ، با ارزش يا بى مقدار

1 اخلاق اجتماعى كارگزاران اقتصادى

با ترس از خدايى كه يكتاست و همتايى ندارد حركت كن . در سر راه هيچ مسلمانى را نترسان ، يا با زور از زمين او نگذر ، و افزون‌تر از حقوق الهى از او مگير . هر گاه به آبادى رسيدى ، در كنار آب فرود آى ، و وارد خانه كسى مشو ، سپس با آرامش و وقار به سوى آنان حركت كن ، تا در ميانشان قرار گيرى ، به آنها سلام كن ، و در سلام و تعارف و مهربانى كوتاهى نكن . سپس مىگويى : « اى بندگان خدا ، مرا ولىّ خدا و جانشين او به سوى شما فرستاده ، تا حق خدا را كه در اموال شماست تحويل گيرم ، آيا در اموال شما حقّى است كه به نماينده او بپردازيد ؟ » اگر كسى گفت : نه ، ديگر به او مراجعه نكن ، و اگر كسى پاسخ داد : آرى ، همراهش برو ، بدون آن كه او را بترسانى ، يا تهديد كنى ، يا به كار مشكلى وادار سازى ، هر چه از طلا و نقره به تو رساند بردار ، و اگر داراى گوسفند يا شتر بود ، بدون اجازه‌اش داخل مشو ، كه اكثر اموال از آن اوست . آنگاه كه داخل شدى مانند اشخاص سلطه‌گر ، و سختگير رفتار نكن ، حيوانى را رم مده ، و هراسان مكن ، و دامدار را مرنجان ، حيوانات را به دو دسته تقسيم كن و صاحبش را اجازه ده كه خود انتخاب كند ، پس از انتخاب اعتراض نكن ، سپس باقى ماندهء را به دو دسته تقسيم كن و صاحبش را اجازه ده كه خود انتخاب كند و بر انتخاب او خرده مگير ، به همين گونه رفتار كن تا باقى مانده ، حق خداوند باشد . اگر دامدار از اين تقسيم و انتخاب پشيمان است ، و از تو درخواست گزينش دوباره دارد ، همراهى كن ، پس حيوانات را درهم كن ، و به دو دسته تقسيم نما ، همانند آغاز كار ،
هامش
( 1 ) اشاره به تفكّر : پولى گامىymagyloP( چند همسرى ) وقتى بر أثر ناهماهنگى نسل در يك جامعه ، تعداد زنان بيشتر باشند يا به علّت جنگهاى فراوان ، زنان فراوانى بدون شوهر بمانند ، تنها راه فساد زدائى و كنترل مفاسد جامعه ، تعدّد زوجات ( پولىگامى ) است كه تفكّر مونوگامىymagonoM( تك همسرى ) ردّ و نقد مىشود .
نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 505 | خطب الإمام علي ( ع ) / دشتى