اين دو ستون دين را بر پا داريد ، و اين دو چراغ را روشن نگهداريد ، آنگاه سزاوار هيچ سرزنشى نخواهيد بود .
من ديروز همراهتان بودم و امروز مايهء عبرت شما مىباشم ، و فردا از شما جدا مىگردم ، اگر ماندم خود اختيار خون خويش را دارم ، و اگر بميرم ، مرگ وعدهگاه من است ، اگر عفو كنم ، براى من نزديك شدن به خدا ، و براى شما نيكى و حسنه است ، پس عفو كنيد . « آيا دوست نداريد خدا شما را بيامرزد ؟ » به خدا سوگند ! همراه مرگ چيزى به من روى نياورده كه از آن خشنود نباشم ، و نشانههاى آن را زشت بدانم ، بلكه من چونان جويندهء آب در شب كه ناگهان آن را بيابد ، يا كسى كه گمشدهء خود را پيدا كند ، از مرگ خرسندم كه : « و آنچه نزد خداست براى نيكان بهتر است »
مىگويم : ( شبيه اين كلمات در خطبهها گذشت كه جهت برخى مطالب تازه آن را آورديم )
ترجمهء نامه 24
( پس از بازگشت از جنگ صفّين اين وصيّت نامه اقتصادى را در 20 جمادى الاوّل سال 37 هجرى نوشت )
1 وصيّت اقتصادى نسبت به اموال شخصى
اين دستورى است كه بندهء خدا على بن ابى طالب ، امير مؤمنان نسبت به اموال شخصى خود ، براى خشنودى خدا ، داده است ، تا خداوند با آن به بهشتش در آورد ، و آسودهاش گرداند .
[ قسمتى از اين نامه است ] همانا سرپرستى اين اموال بر عهدهء فرزندم حسن بن على است ، آنگونه كه رواست از آن مصرف نمايد ، و از آن انفاق كند ، اگر براى حسن حادثهاى رخ داد و حسين زنده بود ، سرپرستى آن را پس از برادرش بر عهده گيرد ، و كار او را تداوم بخشد .
پسران فاطمه از اين اموال به همان مقدار سهم دارند كه ديگر پسران على خواهند داشت ، من سرپرستى اموالم را به پسران فاطمه واگذاردم ، تا خشنودى خدا ، و نزديك شدن به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بزرگ داشت حرمت او ، و احترام پيوند خويشاوندى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را فراهم آورم .
2 ضرورت حفظ اموال
و با كسى كه اين اموال در دست اوست شرط مىكنم كه اصل مال را حفظ كرده تنها از ميوه و درآمدش بخورند و انفاق كنند ، و هرگز نهالهاى درخت خرما را نفروشند ، تا همهء اين سرزمين يك پارچه به گونهاى زير درختان خرما قرار گيرد كه راه يافتن در آن دشوار باشد .