تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
و زندگى خوش را از ما سلب كردند ، و با ترس و وحشت به هم آميختند ، و ما را به پيمودن كوه‌هاى صعب العبور مجبور كردند ، « 1 » و براى ما آتش جنگ افروختند ، امّا خدا خواست كه ما پاسدار دين او باشيم ، و شر آنان را از حريم دين باز داريم . مؤمن ما در اين راه خواستار پاداش بود ، و كافر ما از خويشاوندان خود دفاع كرد ، ديگر افراد قريش كه ايمان مىآوردند و از تبار ما نبودند ، هر گاه آتش جنگ زبانه مىكشيد ، و دشمنان هجوم مىآوردند يا به وسيله هم پيمانهايشان و يا با نيروى قوم و قبيله‌شان حمايت مىشدند در امان بودند . پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اهل بيت خود را پيش مىفرستاد تا به وسيله آنها ، اصحابش را از سوزش شمشيرها و نيزه‌ها حفظ فرمايد ، چنان كه عبيدة بن حارث در جنگ بدر ، و حمزه در احد ، و جعفر در موته ، « 2 » شهيد شدند . « 3 » كسانى هم بودند كه اگر مىخواستم نامشان را مىآوردم ، آنان دوست داشتند چون شهيدان اسلام ، شهيد گردند ، امّا مقدّر چنين بود كه زنده بمانند ، و مرگشان به تأخير افتاد . شگفتا از روزگار ! كه مرا همسنگ كسى قرار داده كه چون من پيش قدم نبوده ، و مانند من سابقه در اسلام و هجرت نداشته است ، كسى را سراغ ندارم چنين ادّعايى كند ، مگر ادّعا كننده‌اى كه نه من او را مىشناسم و نه فكر مىكنم خدا ، او را بشناسد ! در هر حال خدا را سپاسگزارم .

2 افشاى ادّعاى دروغين معاويه در خونخواهى عثمان

اينكه از من خواستى تا قاتلان عثمان را به تو بسپارم ، پيرامون آن فكر كردم و ديدم كه توان سپردن آنها را به تو يا غير تو ندارم . « 4 » سوگند به جان خودم ! اگر دست از گمراهى و تفرقه بر ندارى ، به زودى آنها را خواهى يافت كه تو را مىطلبند ، بى آن كه تو را فرصت دهند تا در خشكى و دريا و كوه و صحرا ، زحمت پيدا كردنشان را بر خود هموار كنى . و اگر در جستجوى آنان بر آيى بدان كه شادمان نخواهى شد ، و ملاقات با آنان تو را خوشحال نخواهد كرد ، و درود بر اهل آن .

ترجمهء نامه 10

( نامه ديگرى به معاويه در سرزمين صفّين در سال 36 هجرى پيش از آغاز نبرد )

1 افشاى چهرهء معاويه

چه خواهى كرد ، آنگاه كه جامه‌هاى رنگين تو كنار رود ، جامه‌هايى كه به زيباييهاى دنيا زينت شده است ؟ دنيا تو را با خوشىهاى خود فريب داده ، تو را به سوى خود خواند ،
هامش
( 1 ) پيامبر و مسلمانان را با زن و فرزندانشان در درّه‌اى سوزان و بى آب و علف به نام شعب ابى طالب ، سه سال زندانى و محاصره كردند . تا آنكه جبرئيل خبر داد كه پيمان نامهء قريش را موريانه خورده و أثرى جز كلمهء « بسمك اللّهم » از آن وجود ندارد ، و زجر و شكنجهء مسلمانان و فرياد كودكان و نالهء گرسنگان ، اهل مكّه را به شدّت ناراحت كرد ، و محاصره شكسته شد ، امّا بسيارى از ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و حضرت خديجه در اين محاصره وفات كردند . ( 2 ) موته ، سرزمينى در جنوب شرقى بحر الميّت كشور اردن امروز است كه در سال هشتم هجرى بين مسلمانان و روم جنگى در گرفت و حضرت جعفر به شهادت رسيد . ( 3 ) عبيدة بن حارث پسر عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در جنگ بدر ، و حمزه عموى پيامبر در احد ، و جعفر پسر عموى پيامبر در جنگ موته به شهادت رسيدند . ( 4 ) روزى امام عليه السّلام بر بالاى منبر فرمود : كشندگان عثمان از جاى برخيزند . بيش از ده هزار نفر از مهاجر و انصار به پا خاستند ! .