تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
اگر سرباز زد با او پيكار مىكنند ، زيرا كه به راه مسلمانان در نيامده ، خدا هم او را در گمراهىاش رها مىكند ، به جانم سوگند ! اى معاويه اگر دور از هواى نفس ، به ديدهء عقل بنگرى ، خواهى ديد كه من نسبت به خون عثمان پاك‌ترين افرادم ، و مىدانى كه من از آن ماجرا دور بوده‌ام ، جز اينكه از راه خيانت مرا متّهم كنى ، و حق آشكارى را بپوشانى . با درود .

ترجمهء نامه 7

( يكى از پاسخهاى امام در اواخر جنگ صفّين در سال 38 هجرى به نامهء معاويه است ) نامه‌اى ديگر به معاويه

افشاى چهرهء نفاق معاويه و مشروعيّت بيعت

پس از نام خدا و درود ! نامهء پند آميز تو به دستم رسيد كه داراى جملات به هم پيوسته ، و زينت داده شده بود كه با گمراهى خود آن را آراسته ، و با بد انديشى خاص خود آن را امضاء كرده بودى ، نامه مردى كه نه خود آگاهى لازم دارد تا رهنمودش باشد ، و نه رهبرى دارد كه هدايتش كند ، تنها دعوت هوسهاى خويش را پاسخ گفته ، و گمراهى عنان او را گرفته و او اطاعت مىكند ، كه سخن بى ربط مىگويد و در گمراهى سرگردان است . ( از همين نامه است ) همانا بيعت براى امام يك بار بيش نيست ، و تجديد نظر در آن ميسّر نخواهد بود ، و كسى اختيار از سر گرفتن آن را ندارد ! آن كس كه از اين بيعت عمومى سر باز زند ، طعنه زن ، و عيب جو خوانده مىشود ، و آن كس كه نسبت به آن دو دل باشد منافق است .

ترجمهء نامه 8

( نامه به جرير بن عبد الله بجلى ، فرستاده امام به سوى معاويه در سال 36 هجرى )

وادار ساختن معاويه به بيعت

پس از نام خدا و درود ! هنگامى كه نامه‌ام به دستت رسيد ، معاويه را به يكسره كردن كار وادار كن ، و با او برخوردى قاطع داشته باش . سپس او را آزاد بگذار : در پذيرفتن جنگى كه مردم را از خانه‌ها بيرون مىريزد ، يا تسليم شدنى خوار كننده ، پس اگر جنگ را برگزيد ، امان نامه او را بر زمين كوب ، و اگر صلح خواست از او بيعت بگير ، با درود .

ترجمهء نامه 9

( نامه به معاويه در سال 36 هجرى كه شخصى به نام ابو مسلم آن را برد )

1 افشاى دشمنىهاى قريش و استقامت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم

خويشاوندان ما از قريش مىخواستند پيامبرمان صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بكشند ، « 1 » و ريشهء ما را در آورند و در اين راه انديشه‌ها از سرگذراندند ، و هر چه خواستند نسبت به ما انجام دادند ،
هامش
( 1 ) در ليلة المبيت ، چهل نفر از قبائل گوناگون ، قصد جان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را داشتند كه امام على عليه السّلام به جاى آن حضرت خوابيد و پيامبر هجرت كرد . كه آيهء 207 بقره :« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ »و از مردم كسانى هستند كه جان خود را براى كسب خشنودى خدا با او معامله مىكنند » در بارهء امام على عليه السّلام نازل شد .