ترجمهء نامه 4
( نامه به يكى از فرماندهان نظامى در سال 36 هجرى ، برخى نوشتند به عثمان بن حنيف فرماندار بصره نوشته شد )
روش گزينش نيروهاى عمل كننده
اگر دشمنان اسلام به سايه اطاعت باز گردند پس همان است كه دوست داريم ، و اگر كارشان به جدايى و نافرمانى كشيد با كمك فرمانبرداران با مخالفان نبرد كن ، و از آنان كه فرمان مىبرند براى سركوب آنها كه از يارى تو سرباز مىزنند مدد گير ، زيرا آن كس كه از جنگ كراهت دارد بهتر است كه شركت نداشته باشد ، و شركت نكردنش از يارى دادن اجبارى بهتر است .
ترجمهء نامه 5
( نامه به اشعث ابن قيس فرماندار آذربايجان ، اين نامه پس از جنگ جمل در شعبان سال 36 هجرى در شهر كوفه نوشته شد )
هشدار از استفادهء نارواى بيت المال
همانا پست فرماندارى براى تو وسيلهء آب و نان نبوده ، بلكه امانتى در گردن تو است ، بايد از فرمانده و امام خود اطاعت كنى ، تو حق ندارى نسبت به رعيّت استبدادى ورزى ، و بدون دستور به كار مهمّى اقدام نمايى ، در دست تو اموالى از ثروتهاى خداى بزرگ و عزيز است ، و تو خزانه دار آنى تا به من بسپارى ، اميدوارم براى تو بدترين زمامدار نباشم ، با درود .
ترجمهء نامه 6
( نامه امام عليه السّلام به معاويه كه پس از جنگ جمل در سال 36 هجرى ، توسّط جرير بن عبد اللّه فرستاده شد )
علل مشروعيّت حكومت امام عليه السّلام
همانا كسانى با من بيعت كردهاند كه با ابا بكر و عمر و عثمان ، با همان شرايط بيعت كردند ، « 1 » پس آن كه در بيعت حضور داشت نمىتواند خليفهاى ديگر انتخاب كند ، و آن كس كه غايب بود نمىتواند بيعت مردم را نپذيرد . همانا شوراى مسلمين از آن مهاجرين و انصار است « 2 » ، پس اگر بر امامت كسى گرد آمدند ، و او را امام خود خواندند ، خشنودى خدا هم در آن است ، حال اگر كسى كار آنان را نكوهش كند يا بدعتى پديد آورد ، او را به جايگاه بيعت قانونى باز مىگردانند ،
هامش
( 1 ) اين سخن امام عليه السّلام روش استدلال و مناظره بر أساس باورهاى دشمن است ، زيرا معاويه به ولايت و امامت امام على عليه السّلام و نصب الهى و ابلاغ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اعتقاد ندارد و تنها در شعارهاى خود ، بيعت مردم و شوراى مسلمين را مطرح مىكند . امام در استدلال با معاويه ناچار معيارهاى مورد قبول او را طرح مىفرمايد كه اگر بيعت را قبول دارى مردم با من بيعت كردند و اگر شورا را قبول دارى ، شوراى مهاجر و انصار مرا برگزيدند ، ديگر چه بهانهاى مىتوانى داشته باشى ؟ ! در صورتى كه امام عليه السّلام باور و اعتقادات خود را نسبت به امامت و رهبرى عترت در خطبهء 1 و 2 و 144 و 97 و 120 و 93 مشروحا بيان داشت .
( 2 ) نقد تفكّر پوپوليسمmsilupoP( مردم سالارى ) ، زيرا در اسلام هم مردم و رأى آنان مهمّ است و هم مردم در پرتو ملاكهاى اسلامى ، فردى را انتخاب مىكنند ، پس اصالت با معيارهاى اسلامى است ، نه اكثريّت فقط .