و تازههاى آن را فرسوده ساختند ، سرانجام خانههايشان گورستان ، و سرمايههايشان ارث اين و آن گرديد ، آنان كه نزديكشان را نمىشناسند ، و به گريه كنندگان خود توجّهى ندارند ، و نه دعوتى را پاسخ مىگويند .
مردم ! از دنياى حرام بپرهيزيد ، كه حيلهگر و فريبنده و نيرنگباز است ، بخشندهاى باز پس گيرنده ، و پوشندهاى برهنه كننده است ، آسايش دنيا بى دوام ، و سختىهايش بى پايان ، و بلاهايش دائمى است .
4 دنيا و زاهدان
زاهدان گروهى از مردم دنيايند كه دنيا پرست نمىباشند ، پس در دنيا زندگى مىكنند امّا آلودگى دنيا پرستان را ندارند ، در دنيا با آگاهى و بصيرت عمل مىكنند ، و در ترك زشتىها از همه پيشى مىگيرند ، بدنهايشان به گونهاى در تلاش و حركت است كه گويا ميان مردم آخرتند ، اهل دنيا را مىنگرند كه مرگ بدنها را بزرگ مىشمارند ، امّا آنها مرگ دلهاى زندگان را بزرگتر مىدانند .
ترجمهء خطبه 231
( اين سخنرانى در سرزمين « ذى قار » « 1 » هنگام حركت به سوى بصره در سال 36 هجرى ايراد شد و واقدى آن را در كتاب « جمل » نقل كرد )
ويژگى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنچه را كه به ابلاغ شد آشكار كرد ، و پيامهاى پروردگارش را رساند . او شكافهاى اجتماعى را به وحدت اصلاح ، و فاصلهها را به هم پيوند داد و پس از آن كه آتش دشمنىها و كينههاى بر افروخته در دلها راه يافته بود ، ميان خويشاوندان يگانگى بر قرار كرد .
ترجمهء خطبه 232
( عبد الله بن زمعة « 2 » از ياران امام بود و درخواست مالى داشت ، در جوابش فرمود )
احتياط در مصرف بيت المال
اين اموال كه مىبينى نه مال من و نه از آن توست ، غنيمتى گرد آمده از مسلمانان است كه با شمشيرهاى خود به دست آوردند ، اگر تو در جهاد همراهشان بودى ، سهمى چونان سهم آنان داشتى ، و گر نه دسترنج آنان خوراك ديگران نخواهد بود .
هامش
( 1 ) ذى قار : نام سرزمينى است در نزديكى شهر بصره ، كه جنگ اعراب و ايران پيش از اسلام در آن جا اتّفاق افتاده است .
( 2 ) عبد اللّه ابن زمعه كسى است كه پدر و عمو و برادرش در جنگ بدر به دست مسلمانان كشته شدند ، جدّ او أسود ، رسول خدا را فراوان آزار مىداد ، اما او از شيعيان امام على عليه السّلام شد و فكر مىكرد ، در تقسيم بيت المال به او بيشتر توجّه مىشود . امّا پاسخ قاطع امام او را بيدار كرد .