سپس چونان شتران تشنه كه به طرف آبشخور هجوم مىآورند بر من هجوم آورديد ، تا آن كه بند كفشم پاره شد ، و عبا از دوشم افتاد ، و افراد ناتوان پايمال گرديدند . آنچنان مردم در بيعت با من خشنود بودند كه خردسالان شادمان ، و پيران براى بيعت كردن ، لرزان به راه افتادند ، و بيماران بر دوش خويشان سوار ، و دختران ، جوان بى نقاب به صحنه آمدند ! « 1 » .
ترجمهء خطبه 230
1 پرهيزكارى و عمل
همانا ترس از خدا كليد هر در بسته ، و ذخيرهء رستاخيز ، و عامل آزادگى از هر گونه بردگى ، و نجات از هر گونه هلاكت است . در پرتو پرهيزكارى ، تلاشگران پيروز ، پرواكنندگان از گناه رستگار ، و به هر آرزويى مىتوان رسيد .
مردم ! عمل كنيد كه عمل نيكو به سوى خدا بالا مىرود ، و توبه سودمند است ، و دعا به اجابت مىرسد ، و آرامش برقرار ، و قلمهاى فرشتگان در جريان است . به سوى اعمال نيكو بشتابيد پيش از آن كه عمرتان پايان پذيرد ، يا بيمارى مانع شود ، و يا تير مرگ شما را هدف قرار دهد .
2 ضرورت ياد مرگ
مرگ نابود كنندهء لذّتها ، تيره كنندهء خواهشهاى نفسانى ، و دور كنندهء اهداف شماست ، مرگ ديدار كنندهاى دوست نداشتنى ، هماوردى شكست ناپذير و كينه توزى است كه بازخواست نمىشود ، دامهاى خود را هم اكنون بر دست و پاى شما آويخته ، و سختىهايش شما را فرا گرفته ، و تيرهاى خود را به سوى شما پرتاب كرده است . قهرش بزرگ ، و دشمنى او پياپى و تيرش خطا نمىكند .
چه زود است كه سايههاى مرگ ، و شدّت دردهاى آن ، و تيرگىهاى لحظه جان كندن ، و بيهوشى سكرات مرگ ، و ناراحتى و خارج شدن روح از بدن ، و تاريكى چشم پوشيدن از دنيا ، و تلخى خاطرهها ، شما را فرا گيرد .
پس ممكن است ناگهان مرگ بر شما هجوم آورد ، و گفتگوهايتان را خاموش ، و جمعيّت شما را پراكنده ، و نشانههاى شما را نابود ، و خانههاى شما را خالى ، و ميراث خواران شما را بر انگيزد تا ارث شما را تقسيم كنند ، آنان يا دوستان نزديكند كه به هنگام مرگ نفعى نمىرسانند ، يا نزديكان غم زدهاى كه نمىتوانند جلوى مرگ را بگيرند ، يا سرزنش كنندگانى كه گريه و زارى نمىكنند .
3 سفارش به نيكوكارى
بر شما باد به تلاش و كوشش ، آمادگى و آماده شدن ، و جمع آورى زاد و توشهء آخرت و در دوران زندگى دنيا . دنيا شما را مغرور نسازد ، چنان كه گذشتگان شما و امّتهاى پيشين را در قرون سپرى شده مغرور ساخت . آنان كه دنيا را دوشيدند ، به غفلت زدگى در دنيا گرفتار آمدند ، فرصتها را از دست دادند ،
هامش
( 1 ) اثبات : حكومت مردمى و دخالت مردم در حكومت و نفى حكومت : دسپوتيسمmsitopseD( حكومت استبدادى ) البتّه مراد مردم مسلمانى مىباشند كه در پرتو وحى انتخاب مىكنند ، و نقد دموكراسىycarcomeD( حكومت اكثريّت مردم ) ، زيرا رأى اكثريّت مردم در پرتو وحى قانونى است .