ترجمهء خطبه 227
يكى از دعاهاى امام عليه السّلام
خدايا ! تو با دوستانت از همه انس گيرندهترى ، و بر طرف كننده نيازهاى توكّل كنندگانى ، بر اسرار پنهانشان آگاه ، و به آنچه در دل دارند آشنايى ، و از ديدگاههاى آنان با خبر ، و رازشان نزد تو آشكار ، و دلهايشان در حسرت ديدار تو داغدار است ، اگر تنهايى و غربت به وحشتشان اندازد ياد تو آرامشان مىكند ، اگر مصيبتها بر آنان فرود آيد ، به تو پناه مىبرند ، و روى به درگاه تو دارند ، زيرا مىدانند كه سر رشتهء كارها به دست توست ، و همهء كارها از خواست تو نشأت مىگيرد . خدايا ! اگر براى خواستن درمانده شوم ، يا راه پرسيدن را ندانم ، تو مرا به اصلاح كارم راهنمايى فرما ، و جانم را به آنچه مايه رستگارى من است هدايت كن ، كه چنين كارى از راهنمايىهاى تو بدور ، و از كفايتهاى تو ناشناخته نيست .
خدايا ، مرا با بخشش خود بپذير ، و با عدل خويش ، با من رفتار مكن !
ترجمهء خطبه 228
( در تعريف سلمان فارسى كه قبل از پيدايش فتنهها درگذشت ) « 1 »
ويژگىهاى سلمان فارسى
خدا او را در آنچه آزمايش كرد پاداش خير دهد ، كه كجىها را راست ، و بيمارىها را درمان ، و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به پاداشت ، و فتنهها را پشت سر گذاشت ، با دامن پاك ، و عيبى اندك ، درگذشت ، به نيكىهاى دنيا رسيده و از بدىهاى آن رهايى يافت ، وظائف خود نسبت به پروردگارش را انجام داد ، و چنان كه بايد از كيفر الهى مىترسيد . خود رفت و مردم را پراكنده بر جاى گذاشت ، كه نه گمراه ، راه خويش شناخت ، و نه هدايت شده به يقين رسيد .
ترجمهء خطبه 229
( وصف روز بيعت مردم با امام عليه السّلام كه شبيه اين خطبه در عبارات گذشته آمد )
ويژگىهاى بيعت مردم با امام
دست مرا براى بيعت مىگشوديد و من مىبستم ، شما آن را به سوى خود مىكشيديد و من آن را مىگرفتم !
هامش
( 1 ) مرحوم شهرستانى نقل مىكند كه در نسخهء خطّى سيّد رضى ( ره ) كه دخترش خدمت عموى بزرگوار ، سيّد مرتضى ، آن را مىآموخت ، نام سلمان فارسى در ابتداى اين خطبه نوشته شده بود . و همين درست است ، زيرا با بررسى ديگر خطبههاى نهج البلاغه ، و شناخت تفكّرات امام عليه السّلام و بررسى صحيح زندگانى ياران امام عليه السّلام اين حقيقت روشن مىشود كه شخص ياد شده بايد سلمان فارسى يا مالك اشتر باشد و ديگر احتمالاتى كه داده شده است با عصمت و اعتقادات امام عليه السّلام سازگار نيست .