ترجمهء خطبه 226
1 دنيا شناسى
دنيا خانهاى است پوشيده از بلاها ، به حيله و نيرنگ شناخته شده ، نه حالات آن پايدار ، و نه مردم آن از سلامت برخوردارند ، داراى تحوّلات گوناگون ، و دورانهاى رنگارنگ ، زندگى در آن نكوهيده ، و امنيّت در آن نابود است .
اهل دنيا همواره هدف تيرهاى بلا هستند كه با تيرهايش آنها را مىكوبيد ، و با مرگ آنها را نابود مىكند .
2 عبرت گرفتن از دنيا
اى بندگان خدا ! بدانيد ، شما و آنان كه در اين دنيا زندگى مىكنيد ، بر همان راهى مىرويد كه گذشتگان پيمودند ! آنان زندگانىشان از شما طولانىتر ، خانههاىشان آبادتر ، و آثارشان از شما بيشتر بود ، كه ناگهان صداهايشان خاموش ، و وزش بادها در سرزمينشان ساكت ، و اجسادشان پوسيده ، و سرزمينشان خالى ، و آثارشان ناپديد شد ! قصرهاى بلند و محكم ، و بساط عيش و بالشهاى نرم را به سنگها و آجرها ، و قبرهاى به هم چسبيده تبديل كردند :
گورهايى كه بناى آن بر خرابى ، و با خاك ساخته شده است ، گورها به هم نزديك اما ساكنان آنها از هم دور و غريبند ، در وادى وحشتناك به ظاهر آرام امّا گرفتارند ، نه در جايى كه وطن گرفتند انس مىگيرند ، و نه با همسايگان ارتباطى دارند ، در صورتى كه با يكديگر نزديك ، و در كنار هم جاى دارند .
چگونه يكديگر را ديدار كنند در حالى كه فرسودگى آنها را در هم كوبيده ، و سنگ و خاك آنان را در كام خود فرو برده است .
شما هم راهى را خواهيد رفت كه آنان رفتهاند ، و در گرو خانههايى قرار خواهيد گرفت كه آنها قرار دارند ، و گورها شما را به امانت خواهد پذيرفت ، پس چگونه خواهيد بود كه عمر شما به سر آيد ؟ و مردگان از قبرها برخيزيد ؟
« در آن هنگام كه هر كس به اعمال از پيش فرستاده آزمايش مىشود ، و به سوى خدا كه مولا و سرپرست آنهاست باز مىگردد ، و هر دروغى را كه مىبافتند براى آنان سودى نخواهد داشت » .