و نه پرده اسرار تو را دريده است . بلكه چشم بر هم زدنى ، بىاحسان خدا زنده نبودى در حالى كه يا در نعمتهاى او غرق بودى ، يا از گناهان تو پرده پوشى شد ، و يا بلا و مصيبتى را از تو دور ساخته است ، پس چه فكر مىكنى اگر او را اطاعت كنى ؟ به خدا سوگند اگر اين رفتار ميان دو نفر كه در توانايى و قدرت برابر بودند وجود داشت ( و تو يكى از آن دو بودى ) تو نخستين كسى بودى كه خود را بر زشتى اخلاق ، و نادرستى كردار محكوم مىكردى . « 1 »
3 دنيا شناسى
به حق مىگويم آيا دنيا تو را فريفته است ؟ يا تو خود فريفتهء دنيايى ؟ دنيا عبرتها را براى تو آشكار ، و تو را به تساوى دعوت كرد ، دنيا با دردهايى كه در جسم تو مىگذارد ، و با كاهشى كه در توانايى تو ايجاد مىكند ، راستگوتر از آن است كه به تو دروغ بگويد ، و يا مغرورت سازد .
چه بسا نصيحت كنندهاى از دنيا را متّهم كردى ، و راستگويى را دروغگو پنداشتى ! اگر دنيا را از روى شهرهاى ويران شده ، و خانههاى درهم فرو ريخته بشناسى ، آن را يادآورى دلسوز ، و اندرز دهندهاى گويا مىيابى ، كه چونان دوستى مهربان از تباهى و نابودى تو نگران است .
دنيا چه خوب خانهاى است براى آن كس كه آن را جاودانه نپندارد ، و خوب محلّى است براى آن كس كه آن را وطن خويش انتخاب نكند . سعادتمندان به وسيله دنيا در قيامت ، كسانى هستند كه امروز از حرام آن مىگريزند . « 2 »
4 انسان و رستاخيز
آنگاه كه زمين سخت بلرزد ، و نشانههاى هولناك قيامت تحقّق پذيرد ، و پيروان هر دينى به آن ملحق شوند ، و هر پرستش كننده به معبود خود ، و هر اطاعت كنندهاى به فرمانده خود رسد ، نه چشمى بر خلاف عدالت و برابرى در هوا گشوده ، و نه قدمى بر خلاف حق ، آهسته در زمين نهاده مىشود ، در آن روز چه دليلهايى كه باطل مىگردد ، و عذرهايى كه پذيرفته نمىشود ! پس در جستجوى عذرى باش كه پذيرفته شود ، و دليلى بجوى كه استوار باشد ، و از دنياى فانى براى آخرت جاويدان توشه بردار ، و براى سفر آخرت وسائل لازم را آماده كن ، و چشم به برق نجات بدوز ، و بار سفر بربند .
ترجمهء خطبه 224
( اين سخنرانى در شهر كوفه در دوران زمامدارى آن حضرت ايراد شد )
1 پرهيز از ستمكارى
سوگند به خدا ، اگر تمام شب را بر روى خارهاى سعدان « 3 » به سر ببرم ، و يا با غل و زنجير به اين سو يا آن سو كشيده شوم ، خوشتر دارم تا خدا و پيامبرش را در روز قيامت ، در حالى ملاقات كنم كه به بعضى از بندگان ستم ، و چيزى از اموال عمومى را غصب كرده باشم .
هامش
( 1 ) نفى تفكر : انديويد و آليسمmsilaudividnA( اصالت فرد )
( 2 ) نفى : پسى ميسمmsimisseP( بد بينى و بيزارى از جهان و دنيا ) و اثبات هدفدارى انسان
( 3 ) خارى سه شعبه كه خوراك شتران است و سخت گزنده است .