تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
و از او سزاوارتر كسى كه نعمت‌هاى خدا را فراوان در اختيار دارد ، و بر خوان احسان خدا نشسته است ، زيرا نعمت خدا بر كسى بسيار نگردد جز آن كه حقوق الهى بر او فراوان باشد .

3 روابط سالم و متقابل رهبر و مردم

مردم ! از پست‌ترين حالات زمامداران در نزد صالحان اين است كه گمان برند آنها دوستدار ستايش‌اند ، و كشور دارى آنان بر كبر و خود پسندى استوار باشد « 1 » ، و خوش ندارم ، در خاطر شما بگذرد كه من ستايش را دوست دارم ، و خواهان شنيدن آن مىباشم . سپاس خدا را كه چنين نبودم و اگر ستايش را دوست مىداشتم ، آن را رها مىكردم به خاطر فروتنى در پيشگاه خداى سبحان ، و بزرگى و بزرگوارى كه تنها خدا سزاوار آن است . گاهى مردم ، ستودن افرادى را براى كار و تلاش روا مىدانند . اما من از شما مىخواهم كه مرا با سخنان زيباى خود مستاييد « 2 » ، تا از عهدهء وظايفى كه نسبت به خدا و شما دارم بر آيم ، و حقوقى كه مانده است بپردازم ، و واجباتى كه بر عهدهء من است و بايد انجام گيرد اداء كنم ، پس با من چنان كه با پادشاهان سركش سخن مىگويند ، حرف نزنيد ، و چنان كه از آدم‌هاى خشمگين كناره مىگيرند دورى نجوييد ، و با ظاهر سازى با من رفتار نكنيد ، و گمان مبريد اگر حقّى به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد ، يا در پى بزرگ نشان دادن خويشم ، زيرا كسى كه شنيدن حق ، يا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد ، عمل كردن به آن ، براى او دشوارتر خواهد بود « 3 » . پس ، از گفتن حق ، يا مشورت در عدالت خوددارى نكنيد ، زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم « 4 » و از آن ايمن باشم نمىدانم ، مگر آن كه خداوند مرا حفظ فرمايد . پس همانا من و شما بندگان و مملوك پروردگاريم كه جز او پروردگارى نيست . او مالك ما ، و ما را بر نفس خود اختيارى نيست . ما را از آنچه بوديم خارج و بدانچه صلاح ما بود در آورد . به جاى گمراهى هدايت ، و به جاى كورى بينايى به ما عطا فرمود .

ترجمه خطبه 217

شكوه از قريش

خدايا براى پيروزى بر قريش و يارانشان از تو كمك مىخواهم ، كه پيوند خويشاوندى مرا بريدند ، و كار مرا دگرگون كردند ، و همگى براى مبارزه با من در حقّى كه از همهء آنان سزاوارترم ، متّحد گرديدند و گفتند :
هامش
( 1 ) نفى تفكّر : اگوئيسمmsiogE( خود پسندى ، خود كامگى ) ( 2 ) نفى تفكّر : اسنوبيسم ، اسنوبرىyrebbonS - emsibbonS( گرايش به ستودن‌هاى غلوّ آميز ) ( 3 ) نفى تفكّر : دگماتيسمmsitamgoD( پذيرش چيزى بدون دليل و برهان ) ( 4 ) مىپرسند اگر امام معصوم است چرا مىفرمايد ، خود را برتر از آن كه اشتباه كنم نمىدانم ؟ دو پاسخ مطرح است . اوّل آنكه امام عليه السلام فرمود بدون كمك خدا از اشتباه مصون نمىباشم كه خود اثبات عصمت است . دوم - امام عليه السّلام در تمام كارهاى حكومتى با مشاوران خود مشورت مىكرد ، و به رأى و نظر آنها عمل مىكرد . فرماندارى را نصب مىكرد و بعدها مشخّص مىشد كه آن شخص لايق نبوده ، اين گونه نبود كه مشورت نكند يا در همه جا از علم غيب كمك بگيرد .