و شكيبايى و استقامت را به ما و شما الهام كند « 1 » ! ( سپس فرمود ) خدا رحمت كند آن كس را كه حقّى را بنگرد و يارى كند ، يا ستمى مشاهده كرده آن را نابود سازد ، و حق را يارى داده تا به صاحبش باز گردد .
ترجمه خطبه 206
( در جنگ صفّين شنيد كه ياران او شاميان را دشنام مىدهند فرمود ) « 2 »
اخلاق در جنگ
من خوش ندارم كه شما دشنام دهنده باشيد ، اما اگر كردارشان را تعريف ، و حالات آنان را باز گو مىكرديد به سخن راست نزديكتر ، و عذر پذيرتر بود ، خوب بود بجاى دشنام آنان مىگفتيد :
خدايا ! خون ما و آنها را حفظ كن ، بين ما و آنان اصلاح فرما ، و آنان را از گمراهى به راه راست هدايت كن ، تا آنان كه جاهلند ، حق را بشناسند ، و آنان كه با حق مىستيزند پشيمان شده به حق باز گردند .
ترجمه خطبه 207
( در يكى از روزهاى نبرد صفّين ، امام حسن عليه السّلام را ديد كه به سرعت در لشكر دشمن در حال پيشروى است فرمود : )
ضرورت حفظ امامت
اين جوان را نگه داريد ، تا پشت مرا نشكند ، كه دريغم آيد مرگ ، حسن و حسين عليهما السّلام را دريابد . نكند با مرگ آنها نسل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از بين برود !
( جمله « اين جوان را نگه داريد » در مرتبه والاى سخن و از فصاحت بالايى برخوردار است )
ترجمه خطبه 208
( به هنگام شورش ياران پيرامون حكميّت فرمود )
نكوهش از نافرمانى كوفيان
اى مردم ، همواره كار من با شما به دلخواه من بود تا آن كه جنگ شما را ناتوان كرد ، به خدا اگر جنگ كسانى را از شما گرفت و جمعى را گذاشت ، براى دشمنانتان نيز كوبندهتر بود من ديروز فرمانده و امير شما بودم ، ولى امروز فرمانم مىدهند ، ديروز باز دارنده بودم كه امروز مرا باز مىدارند ، شما زنده ماندن را دوست داريد ،
هامش
( 1 ) اشاره به علم : اينسپيرينكgniripsnI( الهام شناسى )
( 2 ) دشنام دهندگان ، حجر بن عدى و عمرو بن حمق بودند . ( پاورقى شرح خويى ، ج 13 ، ص و 83 94 )