تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
اى پيامبر خدا ، صبر و بردبارى من با از دست دادن فاطمه عليها السّلام كم شده ، و توان خويشتندارى ندارم امّا براى من كه سختى جدايى تو را ديده ، و سنگينى مصيبت تو را كشيدم ، شكيبايى ممكن است . اين من بودم كه با دست خود تو را در ميان قبر نهادم ، و هنگام رحلت ، جان گرامى تو ميان سينه و گردنم پرواز كرد « پس همه ما از خداييم و به خدا باز مىگرديم » . پس امانتى كه به من سپرده بودى برگردانده شد ، و به صاحبش رسيد ، از اين پس اندوه من جاودانه ، و شبهايم ، شب زنده دارى است ، تا آن روز كه خدا خانه زندگى تو را براى من برگزيند . به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند ، از فاطمه عليها السّلام بپرس ، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير ، كه هنوز روزگارى سپرى نشده ، و ياد تو فراموش نگشته است . سلام من به هر دوى شما ، سلام وداع كننده‌اى كه از روى خشنودى يا خسته دلى سلام نمىكند . اگر از خدمت تو باز مىگردم از روى خستگى نيست ، و اگر در كنار قبرت مىنشينم از بدگمانى بدانچه خدا صابران را وعده داده نمىباشد .

ترجمه خطبه 203

آخرت گرايى

اى مردم ! دنيا سراى گذرا و آخرت خانه جاويدان است . پس ، اگر از گذرگاه خويش براى سر منزل جاودانه توشه برگيريد ، و پرده‌هاى خود را در نزد كسى كه بر اسرار شما آگاه است پاره نكنيد ، « 1 » پيش از آن كه بدن‌هاى شما از دنيا خارج گردد ، دل‌هايتان را خارج كنيد ، شما را در دنيا آزموده‌اند ، و براى غير دنيا آفريده‌اند . كسى كه بميرد ، مردم مىگويند « چه باقى گذاشت » ، امّا فرشتگان مىگويند « چه بيش فرستاد ؟ » خدا پدرانتان را بيامرزد ، مقدارى از ثروت خود را جلوتر بفرستيد تا در نزد خدا باقى ماند ، و همه را براى وارثان مگذاريد كه پاسخگويى آن بر شما واجب است .

ترجمه خطبه 204

( همواره امام ياران خود را اين گونه پند مىداد )

آمادگى براى سفر آخرت

هامش
( 1 ) يعنى نافرمانى و گناه نكنيد .