و هر گاه به آيهاى مىرسند كه ترس از خدا در آن باشد ، گوش دل به آن مىسپارند ، و گويا صداى بر هم خوردن شعلههاى آتش ، در گوششان طنين افكن است ، پس قامت به شكل ركوع خم كرده ، پيشانى و دست و پا بر خاك ماليده ، و از خدا آزادى خود را از آتش جهنّم مىطلبند .
3 روز پرهيزكاران
پرهيزكاران در روز ، دانشمندانى بردبار ، و نيكوكارانى با تقوا هستند كه ترس الهى آنان را چونان تير تراشيده لاغر كرده است ، كسى كه به آنها مىنگرد مىپندارد كه بيمارند امّا آنان را بيمارى نيست ، و مىگويد ، مردم در اشتباهند ! در صورتى كه آشفتگى ظاهرشان ، نشان از امرى بزرگ است . از اعمال اندك خود خشنود نيستند ، و اعمال زياد خود را بسيار نمىشمارند . نفس خود را متّهم مىكنند ، و از كردار خود ترسناكند .
هرگاه يكى از آنان را بستايند ، از آنچه در تعريف او گفته شد در هراس افتاده مىگويد :
« من خود را از ديگران بهتر مىشناسم و خداى من ، مرا بهتر از من مىشناسد ، بار خدايا ، مرا بر آنچه مىگويند محاكمه نفرما ، و بهتر از آن قرارم ده كه مىگويند ، و گناهانى كه نمىدانند بيامرز ! »
4 نشانههاى پرهيزكاران
و از نشانههاى يكى از پرهيزكاران اين است كه او را اين گونه مىبينى : در ديندارى نيرومند ، نرمخو و دور انديش است ، داراى ايمانى پر از يقين ، حريص در كسب دانش ، با داشتن علم بردبار ، در توانگرى ميانه رو ، در عبادت فروتن ، در تهيدستى آراسته ، در سختىها بردبار ، در جستجوى كسب حلال ، در راه هدايت شادمان و پرهيز كننده از طمع ورزى ، مىباشد .
اعمال نيكو انجام مىدهد و ترسان است ، روز را به شب مىرساند با سپاسگزارى ، و شب را به روز مىآورد با ياد خدا ، شب مىخوابد اما ترسان ، و بر مىخيزد شادمان ، ترس براى اينكه دچار غفلت نشود ، و شادمانى براى فضل و رحمتى كه به او رسيده است .
اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد ، از آنچه دوست دارد محرومش مىكند . روشنى چشم پرهيزكار در چيزى قرار دارد كه جاودانه است ، و آن را ترك مىكند كه پايدار نيست ، بردبارى را با علم ، و سخن را با عمل ، در مىآميزد .
پرهيزكار را مىبينى كه : آرزويش نزديك ، لغزشهايش اندك ، قلبش فروتن ، نفسش قانع ، خوراكش كم ، كارش آسان ، دينش حفظ شده ، شهوتش در حرام مرده و خشمش فرو خورده است . مردم به خيرش اميدوار ، و از آزارش در امانند .
اگر در جمع بىخبران باشد نامش در گروه ياد آوران خدا ثبت مىگردد ، و اگر در ياد آوران باشد نامش در گروه بىخبران نوشته نمىشود . ستمكار خود را عفو مىكند ، به آن كه محرومش ساخته مىبخشد ، به آن كس كه با او بريده مىپيوندد ، از سخن زشت دور ، و گفتارش نرم ، بدىهاى او پنهان ، و كار نيكش آشكار است . نيكىهاى او به همه رسيده ، آزار او به كسى نمىرسد .