تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣

ترجمه خطبه 193

( گفته شد يكى از ياران پرهيزكار امام عليه السّلام به نام همّام « 1 » گفت : اى امير مؤمنان پرهيزكاران را براى من آنچنان وصف كن كه گويا آنان را با چشم مىنگرم . امام عليه السّلام در پاسخ او درنگى كرد و فرمود « اى همّام ! از خدا بترس و نيكوكار باش كه خداوند با پرهيزكاران و نيكوكاران است » امّا همّام دست بردار نبود و اصرار ورزيد ، تا آن كه امام عليه السّلام تصميم گرفت صفات پرهيزكاران را بيان فرمايد . پس خدا را سپاس و ثنا گفت ، و بر پيامبرش درود فرستاد ، و فرمود )

1 سيماى پرهيزكاران

پس از ستايش پروردگار ! همانا خداوند سبحان پديده‌ها را در حالى آفريد كه از اطاعتشان بىنياز ، و از نافرمانى آنان در امان بود ، زيرا نه معصيت گناهكاران به خدا زيانى مىرساند و نه اطاعت مؤمنان براى او سودى دارد ، روزى بندگان را تقسيم ، و هر كدام را در جايگاه خويش قرار داد . امّا پرهيزكاران ! در دنيا داراى فضيلت‌هاى برترند ، سخنانشان راست ، پوشش آنان ميانه روى ، و راه رفتنشان با تواضع و فروتنى است ، چشمان خود را بر آنچه خدا حرام كرده مىپوشانند ، و گوش‌هاى خود را وقف دانش سودمند كرده‌اند ، و در روزگار سختى و گشايش ، حالشان يكسان است . و اگر نبود مرگى كه خدا بر آنان مقدّر فرموده ، روح آنان حتى به اندازه بر هم زدن چشم ، در بدن‌ها قرار نمىگرفت ، از شوق ديدار بهشت ، و از ترس عذاب جهنّم . خدا در جانشان بزرگ و ديگران كوچك مقدارند ، بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديده و در نعمت‌هاى آن به سر مىبرند ، و جهنّم را چنان باور دارند كه گويى آن را ديده و در عذابش گرفتارند . دل‌هاى پرهيزكاران اندوهگين ، و مردم از آزارشان در أمان ، تن‌هايشان لاغر ، و درخواست‌هايشان اندك ، و نفسشان عفيف و دامنشان پاك است . در روزگار كوتاه دنيا صبر كرده تا آسايش جاودانه قيامت را به دست آورند : تجارتى پر سود كه پروردگارشان فراهم فرموده ، دنيا مىخواست آنها را بفريبد امّا عزم دنيا نكردند ، مى خواست آنها را اسير خود گرداند كه با فدا كردن جان ، خود را آزاد ساختند .

2 شب پرهيزكاران

پرهيزكاران در شب بر پا ايستاده مشغول نمازند ، قرآن را جزء جزء و با تفكّر و انديشه مىخوانند ، با قرآن جان خود را محزون و داروى درد خود را مىيابند . وقتى به آيه‌اى برسند كه تشويقى در آن است ، با شوق و طمع بهشت به آن روى آورند ، و با جان پر شوق در آن خيره شوند ، و گمان مىبرند كه نعمت‌هاى بهشت برابر ديدگانشان قرار دارد ،
هامش
( 1 ) همّام بن شريح از شيعيان امير المؤمنين عليه السّلام بود . ( قاموس الرّجال )