آگاه باشيد ! شما رشتهء پيوند با اسلام را قطع ، و اجراى حدود الهى را تعطيل ، و احكام اسلام را به فراموشى سپردهايد !
16 قاطعيّت امام در نبرد با منحرفان
آگاه باشيد ! خداوند مرا به جنگ با سركشان تجاوز كار ، پيمان شكنان و فساد كنندگان در زمين فرمان داد : با ناكثان پيمان شكن جنگيدم ، و با قاسطين تجاوز كار جهاد كردم ، و مارقين خارج شده از دين را خوار و زبون ساختم ، و رهبر خوارج ( شيطان ردهه ) « 1 » بانگ صاعقهاى قلبش را به تپش آورد و سينهاش را لرزاند و كارش را ساخت . حال تنها اندكى از سركشان و ستمگران باقى ماندند ، كه اگر خداوند مرا باقى گذارد با حمله ديگرى نابودشان خواهم كرد ، و حكومت حق را در سراسر كشور اسلامى پايدار خواهم كرد ، جز مناطق پراكنده و دور دست .
17 سوابق درخشان شجاعت و فضائل امام عليه السّلام
من در خردسالى ، بزرگان عرب را به خاك افكندم ، و شجاعان دو قبيله معروف « ربيعه » و « مضر » را در هم شكستم ! شما موقعيّت مرا نسبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خويشاوندى نزديك ، در مقام و منزلت ويژه مىدانيد ، پيامبر مرا در اتاق خويش مىنشاند ، در حالى كه كودك بودم مرا در آغوش خود مىگرفت ، و در بستر مخصوص خود مىخوابانيد ، بدنش را به بدن من مىچسباند ، و بوى پاكيزه خود را به من مىبوياند ، و گاهى غذايى را لقمه لقمه در دهانم مىگذارد ، هرگز دروغى در گفتار من ، و اشتباهى در كردارم نيافت . از همان لحظهاى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را از شير گرفتند ، خداوند بزرگترين فرشته ( جبرئيل ) خود را مأمور تربيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كرد تا شب و روز ، او را به راههاى بزرگوارى و راستى و اخلاق نيكو راهنمايى كند ، و من همواره با پيامبر بودم چونان فرزند كه همواره با مادر است ، « 2 » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هر روز نشانه تازهاى از اخلاق نيكو را برايم آشكار مىفرمود ، و به من فرمان مىداد كه به او اقتداء نمايم .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چند ماه از سال را در غار حراء « 3 » مىگذراند ، تنها من او را مشاهده مىكردم ، و كسى جز من او را نمىديد ، در آن روزها ، در هيچ خانه اسلام راه نيافت جز خانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه خديجه هم در آن بود و من سوّمين آنان بودم . من نور وحى و رسالت را مىديدم ، و بوى نبوّت را مىبوييدم من هنگامى كه وحى بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرود مىآمد ، ناله شيطان را شنيدم ، گفتم اى رسول خدا ، اين نالهء كيست ؟ گفت : شيطان است كه از پرستش خويش مأيوس گرديد و فرمود : « على ! تو آنچه را من مىشنوم ، مىشنوى ، و آنچه را كه من مىبينم ، مىبينى ، جز اينكه تو پيامبر نيستى ، بلكه وزير من بوده و به راه خير مىروى »
18 خيره سرى و دشمنى سران قريش
من با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودم آنگاه كه سران قريش نزد او آمدند و گفتند :
هامش
( 1 ) ردهة : گودالى كه رهبر خوارج معروف به « ذو الثديه » جنازهاش در آن افتاده بود . و ناكثان يعنى « عهد شكنان » اصحاب جمل كه در بصره شورش كردند ، قاسطين « ستمكاران » يعنى معاويه و پيروان ستمكار او و مارقين يعنى خارج شدگان ، خوارج و طرفدارانشان كه از لشكر امام و امّت اسلامى كناره گرفتند .
( 2 ) اتّباع الفصيل اثر امّه ( شتر بچّه همواره با شتر است ) وقتى مىخواستند بگويند كه آن دو نفر هميشه با هم بودند از اين ضرب المثل استفاده مىكردند .
( 3 ) حراء : كوهى است كه در شمال مكّه به فاصلهء 6 كيلو متر ، بر دامنه جنوبى كوه و در ارتفاع 160 متر ، غارى وجود دارد كه پيامبران گذشته و حضرت ابراهيم عليه السّلام در آن عبادت مىكردند ، و خلوتگاه و محل عبادت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز بود كه آيات آغازين قرآن در آنجا بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شد .