تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
من در اعمال و رفتار جهانيان نظر دوختم ، هيچ كس را نيافتم كه بدون علّت در بارهء چيزى تعصّب ورزد ، جز با دليلى كه با آن ناآگاهان را بفريبد ، و يا برهانى آورد كه در عقل سفيهان نفوذ كند ، جز شما ! زيرا در بارهء چيزى تعصّب مىورزيد كه نه علّتى دارد و نه سببى ، ولى شيطان به خاطر اصل خلقت خود بر آدم عليه السّلام تعصّب ورزيد ، و آفرينش او را مورد سرزنش قرار داد و گفت « مرا از آتش و تو را از گل ساخته‌اند » ، و سرمايه‌داران فساد زدهء امّت‌ها ، براى داشتن نعمت‌هاى فراوان تعصّب ورزيدند و گفتند : « ما صاحبان فرزندان و اموال فراوانيم و هرگز عذاب نخواهيم شد » « 1 » پس اگر در تعصّب ورزيدن ناچاريد ، براى اخلاق پسنديده ، افعال نيكو ، و كارهاى خوب تعصّب داشته باشيد ، همان افعال و كردارى كه انسان‌هاى با شخصيّت ، و شجاعان خاندان عرب ، و سران قبائل در آنها از يكديگر پيشى مىگرفتند ، يعنى اخلاق پسنديده ، بردبارى « 2 » به هنگام خشم فراوان ، و كردار و رفتار زيبا و درست ، و خصلت‌هاى نيكو ! پس تعصّب ورزيد در حمايت كردن از پناهندگان ، و همسايگان ، وفادارى به عهد و پيمان ، اطاعت كردن از نيكىها ، سرپيچى از تكبّر و خود پسندىها ، تلاش در جود و بخشش ، خوددارى از ستمكارى ، بزرگ شمردن خونريزى ، انصاف داشتن با مردم ، فروخوردن خشم ، پرهيز از فساد در زمين ، تا رستگار شويد .

13 علل پيروزى و شكست ملّت‌ها

از كيفرهايى كه بر اثر كردار بد و كارهاى ناپسند بر امّت‌هاى پيشين فرود آمد خود را حفظ كنيد ، و حالات گذشتگان را در خوبىها و سختىها به ياد آوريد ، و بترسيد كه همانند آنها باشيد ! پس آنگاه كه در زندگى گذشتگان مطالعه و انديشه مىكنيد ، عهده دار چيزى باشيد كه عامل عزّت آنان بود ، و دشمنان را از سر راهشان برداشت ، و سلامت و عافيت زندگى آنان را فراهم كرد ، و نعمت‌هاى فراوان را در اختيارشان گذاشت ، و كرامت و شخصيّت به آنان بخشيد ، كه از تفرقه و جدايى اجتناب كردند ، و بر وحدت و همدلى همّت گماشتند ، و يكديگر را به وحدت واداشته به آن سفارش كردند . و از كارهايى كه پشت آنها را شكست ، و قدرت آنها را در هم كوبيد ، چون كينه توزى با يكديگر ، پركردن دلها از بخل و حسد ، به يكديگر پشت كردن و از هم بريدن ، و دست از يارى هم كشيدن ، بپرهيزيد ، و در احوالات مؤمنان پيشين انديشه كنيد ، كه چگونه در حال آزمايش
هامش
( 1 ) نفى حكومت : پلوتوكراسىycarcotulP( حكومت سرمايه‌دارى ) و سرمايه داران بزرگ ( 2 ) احلام : را ابن ابى الحديد « عقل و انديشه » معنا كرد ، ولى ابن ميثم در جلد چهارم از شرح خود ص 93 ، احلام را به « بردبارى » معنا كرد ، و حق با اوست .