تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
بيمارىهاى روان و جان خود را با تقوا درمان ، و خود را آمادهء سفر آخرت گردانيد ، از تباه كنندگان تقوا عبرت گيريد و خود عبرت پرهيزكاران نشويد . آگاه باشيد ! تقوا را حفظ كنيد و خويشتن را با تقوا حفظ نماييد .

3 پرهيز از دنياى حرام

برابر دنيا خويشتن دار و برابر آخرت دلباخته باشيد . آن كس را كه تقوا بلند مرتبت كرد خوار نشماريد ، و آن را كه دنيا عزيزش كرد گرامى نداريد . برق درخشنده دنيا شما را خيره نكند ، و سخن ستاينده دنيا را نشنويد . به دعوت كنندهء دنيا پاسخ ندهيد ، و از تابش دنيا روشنايى نخواهيد ، و فريفته كالاهاى گران قدر دنيا نگرديد . همانا برق دنياى حرام بى فروغ است ، و سخنش دروغ ، و اموالش به غارت رفتنى ، و كالاهاى آن تاراج شدنى است . آگاه باشيد ! دنياى حرام چونان عشوه‌گر هرزه‌اى است كه تسليم نشود ، و مركب سركشى است كه فرمان نبرد ، دروغگويى خيانتكار ، ناسپاس حق نشناس ، دشمنى حيله‌گر ، پشت كننده‌اى سرگردان ، حالاتش متزلزل ، عزّتش خوارى ، جدّش بازى و شوخى ، و بلندى آن سقوط است . خانه جنگ و غارتگرى ، تبهكارى و هلاكت ، و سر منزل نا آرامى است ، جايگاه ديدار كردن‌ها و جدايىهاست . راه‌هاى آن حيرت زا ، گريزگاهايش ناپيدا ، و خواسته‌هايش نوميد كننده و زيانبار است ، پناهگاه‌هاى آن دنيا انسان را تسليم مرگ مىكند ، و از خانه‌هاى خود بيرون مىراند ، و چاره انديشىهاى آن ناتوان كننده است .

4 اقسام دنيا پرستان

نجات يافته‌اى مجروح ، يا مجروحى پاره پاره تن ، دسته‌اى سر از تن جدا ، و دسته‌اى ديگر در خون خود تپيده ، گروهى انگشت به دندان ، و جمعى از حسرت و اندوه دست بر دست مىمالاند ، برخى سر بر روى دست‌ها نهاده به فكر فرو رفته‌اند ، عدّه‌اى بر اشتباهات گذشته افسوس مىخورند و خويشتن را محكوم مىكنند ، و عدّه‌اى ديگر از عزم و تصميم‌ها دست برداشته‌اند ، چرا كه راه فرار و هر نوع حيله‌گرى بسته شده ، و دنيا آنها را غافلگير كرده است ، و كار از كار گذشته ، و عمر گرانبها هدر رفته است ، هيهات ! هيهات ! آنچه از دست رفت گذشت ، و آنچه سپرى شد رفت ، و جهان چنان كه مىخواست به پايان رسيد . « نه آسمان بر آنها گريست و نه زمين ، و هرگز ديگر به آنها مهلتى داده نشد . »