كارى نكنيد كه قدرت ما را تضعيف كند ، و اقتدار امّت ما را متزلزل سازد و سستى و زبونى به بار آورد ، اين جريان سياسى را تا مىتوانم مهار مىكنم ، امّا اگر راه چارهاى نيابم با آنان مىجنگم ( كه سر انجام درمان ، داغ كردن است ) . « 1 »
ترجمه خطبه 169
( اين سخنرانى را در سال 36 هجرى به هنگام حركت اصحاب به سوى بصره ايراد فرمود )
1 ضرورت اطاعت از رهبرى
همانا خداوند پيامبرى راهنما را با كتابى گويا ، و دستورى استوار بر انگيخت . هلاك نشود جز كسى كه تبهكار است و بدانيد كه بدعتها به رنگ حق در آمده و هلاك كنندهاند ، مگر خداوند ما را از آنها حفظ فرمايد ، و همانا حكومت الهى حافظ امور شماست ، بنابر اين زمام امور خود را بى آن كه نفاق ورزيد يا كراهتى داشته باشيد به دست امام خود سپاريد .
به خدا سوگند اگر در پيروى از حكومت و امام ، اخلاص نداشته باشيد ، خدا دولت اسلام را از شما خواهد گرفت كه هرگز به شما باز نخواهد گردانيد و در دست ديگران قرار خواهد داد
2 افشاء توطئه ناكثين
همانا ناكثين عهد شكن « 2 » به جهت نارضايتى از حكومت من به يكديگر پيوستند ، و من تا آنجا كه براى وحدت اجتماعى شما احساس خطر نكنم صبر خواهم كرد ، زيرا آنان اگر براى اجراى مقاصدشان فرصت پيدا كنند ، نظام جامعه اسلامى متزلزل مىشود . « 3 » آنها از روى حسادت بر كسى كه خداوند حكومت را به او بخشيده است به طلب دنيا برخاستهاند . مىخواهند كار را به گذشته باز گردانند . حقّى كه شما به گردن ما داريد ، عمل كردن به كتاب خدا ( قرآن ) ، و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و قيام به حق و بر پاداشتن سنّت اوست .
ترجمه خطبه 170
( در آستانه جنگ بصره ، در سال 36 هجرى ، گروهى از اعراب ، كليب جرمى را جهت آگاهى از حقيقت و دانستن علل مبارزه امام عليه السّلام با ناكثين به نمايندگى نزد حضرت على عليه السّلام فرستادند . امام به گونهاى با آن شخص صحبت فرمود كه حقيقت را دريافت . آنگاه به او فرمود : بيعت كن . وى گفت : من نمايندهء گروهى هستم و قبل از مراجعه به آنان به هيچ كارى اقدام نمىكنم . امام فرمود )
روش هدايت كردن
اگر آنها تو را مىفرستادند كه محل ريزش باران را بيابى ، سپس به سوى آنان باز مىگشتى و از گياه و سبزه و آب خبر مىدادى ، اگر مخالفت مىكردند ،
هامش
( 1 ) ضرب المثل است بقول حافظ( تيغ سزاست هر كه را درك سخن نمىكند )( 2 ) . طلحه و زبير و سران قريش
( 3 ) نظام ، معادل سيستمmetsySاست به مفهوم جمع ، مجموع و مجموعهء هماهنگى كه كشور را اداره مىكنند .